X
تبلیغات
تثلیث

افزایش فشار بر بهاییان ایران

چهارشنبه, 09/02/1390 - 18:26
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
ایرج ادیب‌زاده

ایرج ادیب‌زاده - روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده آیت‌الله علی خامنه‏ای منتشر می‏شود، از تخریب خانه‏های بهاییان در روستای "اسفندآباد" ابرکوه، ابراز رضایت کرده است با این ادعا که خانه‏های روستاییان اسفندآباد ابرکوه، مرکز گسترش بهاییت در منطقه یاد شده بوده است. روزنامه کیهان تخریب خانه‏های مردم بهایی در روستای اسفندآباد را اقدامی خداپسندانه توصیف کرده است.

 
موج بهایی‏ستیزی، به‏ویژه در چندماه اخیر، با بازداشت هفت‌تن از رهبران جامعه بهایی در ایران، بازداشت استادان دانشگاه آن‏لاین بهاییان و اذیت و آزار بهاییان در نقاط مختلف ایران شدت گرفته است.
 
 
 
این موج فقط به اقلیت بهاییان ایران محدود نمی‏شود. اقلیت‏های مذهبی دیگر، از جمله یهودیان، دراویش گنابادی و مسلمانان سنی نیز در این مسیر قرار گرفته‏اند.
 
قانونی که به تازگی در مجلس شورای اسلامی تصویب شده، سفر ایرانیان یهودی به اسراییل را با مجازات زندان تا پنج سال و ضبط گذرنامه آن‏ها تا پنج سال روبه‌رو کرده است. در حالی‌که مکان‌های مقدس یهودیان در این کشور قرار دارند و آن‌ها برای نیایش به آن جا می‌روند، همانطور که مسلمانان معتقد به مکه می‌روند.
 
در پیوند با مسئله بهایی‏ستیزی در جمهوری اسلامی ایران، روز بیستم نوامبر ۲۰۱۱ (بیست ونهم آبان) گزارشی از سوی جامعه جهانی بهاییان منتشر شده درباره کمپین رسانه‏ای در جمهوری اسلامی که مدتی است با هدف ارائه تصویری دهشتناک از بهاییان در ایران به راه افتاده است.
 
در این گزارش آمده است: "بر بهاییان در سرزمین خودشان مهر بیگانه زده شده. از بهاییان به‌عنوان یک سپر بلای همه‏جانبه که توجه را از فریادهای دمکراسی‏خواهی منحرف سازد، استفاده شده... با این کار، می‌خواند همه کسانی را که با دولت مخالف هستند، هم‏چنین فعالان حقوق بشر را به اسم بهایی بدنام کنند. گویی بهاییت بدترین جرم است."
 
در گزارش جامعه بهاییان گفته شده است که شباهت این کمپین تبلیغاتی ضد بهایی امروز در ایران با دیگر کمپین‏های ضد دینی - برخوردار از پشتیبانی دولت در تاریخ- پیش‏درآمد خشونت عملی و در بدترین وجه، مقدمه نسل‏کشی است.
 
در تماس با پدیده ثابتی، نماینده جامعه بهاییان ایران در لندن، از هدف‏های این گزارش پرسیده‌ایم.
 
پدیده ثابتی: این گزارش خیلی وسیعی است که از طرف جامعه بهایی تهیه شده و هدف آن تجزیه و تحلیل مطبوعات ایران، برای برملا کردن اقدامات دولت ایران در جهت بدنام ساختن بهاییان است. اقدامی که هنوز توجه بین‏المللی به آن جلب نشده و احتیاج به آن هست که این مسئله بررسی شود. به علت این‏که باز یکی از قوانین سازمان ملل متحد در این مورد دارد نقض می‏شود.
 
قوانین بین‏المللی حقوق بشر دقیقاً اعلام می‏کند که هر اقدامی توسط رسانه‏ها یا دولت‏ها برای ابراز تنفر یا تنفرانگیزی از پیروان ادیان یا هر اقلیتی انجام بگیرد، کاملاً مخالف قوانین حقوق بشر است.
 
 این گزارش با عنوان "تحریک نفرت کمپین رسانه‏ای ایران برای دهشتناک جلوه دادن بهاییان" منتشر شده است. چه دلایلی برای این تحریک نفرت وجود دارد؟ آیا آماری در این زمینه دارید؟
 
بله. در این گزارش حدود ۴۰۰ مقاله یا برنامه‏های تلویزیونی در سایت‏های اینترنتی و مطبوعاتی- از هر مطبوعاتی که فکرش را بکنید - تجزیه و تحلیل شده‏اند. البته این تحقیقات فقط شامل ۱۶ ماه گذشته است. یعنی قبل از آن هم حتماً برنامه‏هایی بوده، ولی در عرضه ۱۶ ماه گذشته این مسئله به اوج خود رسیده است.
 
همان‏طوری که شما اشاره کردید، در این گزارش روی سه، چهار نقشه دولت ایران در مورد تحریک نفرت علیه بهاییان تاکید شده است و نشان می‏دهد که اولاً با اوج گرفتن فریاد آزادی‏خواهی و دمکراسی‌خواهی در ایران، بهاییان ایران دارند به عنوان یک سپر بلا مورد استفاده قرار می‏گیرند تا بدین‌طریق افکار دمکراسی‏خواهی را منحرف کنند.
 
برای همین، به اصطلاح "با یک تیر، دو نشان می‏زنند". یعنی هم با نسبت دادن بهاییان به اقدامات دمکراسی‏خواهی، می‏خواهند بهاییان را متهم کنند. هم با نسبت دادن همه کسانی که برای دمکراسی خواهی اقدام می‏کنند به بهاییان، اقداماتی که علیه آن‏ها می‏شود را توجیه می‌‏کنند.
 
مسئله دوم این است که با برانگیختن حساسیت‏های مذهبی‏ای که در ایران وجود دارد، بهاییان را دشمن اسلام معرفی می‌کنند و مردم را علیه آن‏ها تحریک می‌کنند. این‏ها مسائل مهمی هستند. فعالان حقوق بشر که اصولاً این موارد و تاریخ‏ وقوع آنها را در کشورهای مختلف بررسی می‏کنند، ابراز نگرانی کرده‏اند که امکان دارد این پیش‏درآمدی باشد برای اعمال خشونت‏های بدتر و عواقب خیلی وخیم؛ نه تنها فقط برای بهاییان، بلکه برای دیگر اقلیت‏های مذهبی در ایران.
 
گزارش روزنامه کیهان در روز سیام آبان‌ماه و ابراز خرسندی این روزنامه در مورد تخریب خانه‏های بهاییان، همزمان شده است با انتشار گزارش جامعه جهانی بهاییان. آیا شما نوشته روزنامه کیهان را در مسیر همین کمپین تحریک نفرت می‏دانید؟ می‏دانیم که این روزنامه، تخریب خانه‏های بهاییان در اسفندآباد را نیز مورد تایید قرار داده است.
 
دقیقاً! خیلی جالب است که انتشار این گزارش، هم‏اهنگ است با مقاله‏ای که در کیهان چاپ شده و به‏طور دقیق ثابت می‏کند که چنین کمپینی وجود دارد. به خانه بهاییان یزد هم حمله شده بود. در حال حاضر چون خبر رسمی‏‏ای از‏ حمله به خانه بهاییان در یزد نداریم، نمی‏توانیم آن را رسماً تایید کنیم، ولی نوشتن همین مقاله کیهان، نشان‏دهنده نقض قانون حقوق بشر است که حتی اگر کسی هم اشتباه کرده، تخریب خانه افراد کاری غیر قانونی است. چه برسد به این‏که عده‏ای که معلوم نیست منشأ‏شان کجا بوده و حتماً از طرف دولت حمایت می‏شوند، بخواهند چنین مقاله‏ای را در یکی از روزنامه‌های ایران چاپ کنند.
 
چه اقداماتی از سوی جامعه جهانی بهاییان یا سازمان‌های دفاع از حقوق بشر، برای نشان دادن موارد نقض قوانین جهانی حقوق بشر، به طور مشخص در مورد اقلیت‏های مذهبی در جمهوری اسلامی، صورت گرفته است؟
 
یک نمونه آن در همین گزارش آمده است. یعنی شواهد مستند، تجزیه و تحلیل شده‌اند و به صورت مدرک در اختیار جوامع بین‏المللی، سازمان ملل متحد و سازمان‏های حقوق بشری قرار گرفته‌اند و خواهند گرفت.
 
همانطور که می‏دانید، تمام کارهایی که جامعه بهایی انجام می‏دهد با مدرک است. برای همین، این مدارک به دولت‏های کشورهای مختلف ارائه می‏شود. از دولت برزیل و دولت‌های دیگر گرفته تا دانشگاه‏های آلمان و کشورهای مختلف جهان، همه از این مسئله اطلاع پیدا می‏کنند. می‏دانید که همه این کشورها و سازمان‌ها، اعتراض خود را اعلام کرده‏اند

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 18:36 |

کنکور سراسری دانشگاه‌ها و نسل‌کشی فرهنگی

دوشنبه, 09/21/1390 - 17:06
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
نوا اتابکی

نوا اتابکی - صبح شانزدهم آذرماه امسال، وقتی برای ثبت نام کنکور سال ۱۳۹۱دفترچه راهنما را از سایت سازمان سنجش گرفتم، جمله‌ای را در آن خواندم که تعجب و تأسفم را برانگیخت. ذیل شرایط عمومی داوطلبان کنکور نوشته شده بود: "اعتقاد به اسلام و یا یکی از ادیان مصرح (کلیمی، مسیحی، زرتشتی) در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران".[۱]

 
به مدت چندسال این قانون در ثبت نام کنکور کشور مطرح نبود و اکنون دوباره مطرح می‌شد و به عنوان اولین شرط داوطلب آزمون، حتی قبل از دو بند دیگری که در سال‌های پیش در دفترچه می‌آمد، ارائه شده بود.
 
من که چندسالی بود در کنکور شرکت نکرده بودم، با پذیرفته شدن شماری از دوستانم در دانشگاه‌های کشور، امسال مصمم شدم تا دوباره کنکور بدهم. خیلی هم امیدوار بودم که محرومیت تحصیلی‌ام از بین رفته باشد و در دانشگاه پذیرفته شوم. شاید اگر این امیدواری نبود، آنقدر تعجب نمی‌کردم. بعد اما با حس ناراحتی‌ام به گونه‌ای کنار آمدم. پس از این همه سال محرومیت از دانشگاه چیزی برای از دست دادن وجود ندارد.
 
احساس تأسفم اما برای دولت هنوز به قوت خود باقی است. زمانی دولت مطرح کرد که منظور از ستون دین در فرم‌های کنکور، پرسش از دین داوطلب نیست، بلکه مشخص شدن نوع آزمون دینی است که داوطلب در آن شرکت می‌کند. گزاره مطرح شده در اولین شرط عمومی کنکور امسال اگر تأویلی مانند این نداشته باشد، معنایش فقط یک چیز است: صراحت در ابراز تمایل بی‌شرمانه به پس گرفتن امکان شرکت در کنکور سراسری از بهائیان و دیگر اقلیت‌هایی که در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته نشده‌اند.
 
افزایش فشار بر بهائیان
 
امکانی که پس از بیش از دو دهه محرومیت تحصیلی و تحت فشارهای بین‌المللی، در سال ۱۳۸۳ با برداشتن ستون دین از فرم‌های ثبت نام کنکور فراهم شده بود، اکنون پس از تنها هفت سال از پیروان این اقلیت‌ها گرفته می‌شود. آنها نیز حاضر نیستند به دروغ خود را پیرو یکی از ادیان مطرح شده معرفی کنند.
 
جمله یادشده، این گروه را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: منظور از "ادیان ساختگی" که در بند دوم شرایط عمومی دفترچه راهنما در سال گذشته عنوان شده بود، از جمله، شمایید. این بار به صراحت اعلام می‌شود که جز مسلمان و مسیحی و زرتشتی و یهودی کسی حق حتی ورود به دانشگاه‌های ایران را ندارد، تا چه رسد به تحصیل در آنها. یعنی اگر این برداشت درست باشد، نه تنها بار دیگر قانونِ اساسی ممنوعیت تفتیش عقاید زیر پا گذاشته می‌شود، بلکه نوعی تفکیک و جداسازی انجام می‌شود که بر اساس تجربه‌های تاریخی پیامدهای شومی دارد.
 
در مورد بهائیان این محرومیت تنها به اینجا ختم نشده است. امسال سالی بود که جامعه بهائی ایران با حمله شدید و بی‌سابقه به مؤسسه آموزش عالی بهائی (علمی آزاد) مواجه شد. هم‌زمانی این دو اقدام نشان از عزم جزم حکومت اسلامی در محروم داشتن جامعه بهائی ایران از آموزش عالی آن‌هم به هر طریق ممکن دارد. مأموران حکومتی در مجامع عمومی، معمولاً در پاسخ به پرسش‌های مختلف، این محرومیت را انکار کرده‌اند. سیاست رسمی دولتی در این زمینه حداقل در چندسال اخیر با این صراحت و جسارت نمود نیافته بود و این نشانه آشکاری از افزایش فشار به بهائیان است.
 
نسلکشی فرهنگی
 
چیزی که باعث نگرانی فعالان حقوق بشر و سازمان‌های هوشیار است، صرف این ظلم آشکار و نتایج فعلی‌اش نیست. آنچه بر سر جامعه بهایی و دیگر اقلیت‌های دینی ایران می‌آید، از مصادیق نسل‌کشی فرهنگی است که در مواردی زمینه‌ساز نسل‌کشی قرار گرفته است.
 
از عبارت نسل‌کشی به دلایل گوناگون ازجمله به سبب سیاست‌ها، منافع خصوصی و نیز به خاطر هزینه گزافی که جامعه بین‌المللی در صورت تصویب معنای گسترده این کلمه و برای جلوگیری از آن در جهان بپردازد، تعریف‌های متعددی ارائه شده است. یک تعریف "شناخته شده در سطح بین‌المللی" برای نسل‌کشی وجود دارد که به گفته لئو کوپر (یکی از چهره‌های نامدار در مطالعات نسل‌کشی)، "می‌تواند مبنای نوعی اقدام مؤثر قرار گیرد، گرچه مفهوم زیربنایی محدود است."[۲] این تعریف ۶۳ سال پیش، در چنین روزی، یک روز پیش از اتخاذ اعلامیه جهانی حقوق بشر، در قالب میثاق منع و مجازات جرم نسل‌كشی به تصویب سازمان ملل متحد رسید و چنین است:
 
"نسل‌كشی یعنی هریك از اعمال زیر كه با هدف نابود كردن بخش یا تمامیت یك ملت، قوم، گروه نژادی یا مذهبی انجام گیرد:
 
الف - كشتن اعضای گروه
 ب - وارد کردن صدمات جسمی یا روحی شدید به اعضای گروه
پ - تحمیل تعمدی نوعی از شرایط خاص زندگی بر یک گروه با هدف نابودی فیزیکی بخشی از یک گروه یا تمامیت آن
ت - تحمیل اقداماتی جهت جلوگیری از زاد و ولد در گروه
ث - انتقال اجباری كودكان گروه به گروهی دیگر."[۳]
 
با این که اینجا صحبت از "صدمات روحی شدید به اعضای" یک گروه می‌شود، اما نسل‌کشی فرهنگی هرگز در تعریف‌های پذیرفته شده بین‌المللی برای نسل‌کشی وارد نشده است. البته داشتن بهترین و کامل‌ترین تعریف‌ها نیز به خودی خود به اقدام و جلوگیری از نسل‌کشی نمی‌انجامد. می‌توان وحشیانه‌ترین قساوت‌ها را بر اساس تعریف بالا توجیه کرد و مثلاً ادعا کرد که جانیان "هدف نابود کردن" قربانیان را نداشته‌اند. بازی با تعریف‌ها می‌تواند پیامدهای هولناکی داشته باشد و نمونه‌اش نسل‌کشی در دارفور سودان است.
 
نکته مهم آنجاست که نسل‌کشی هیچ‌گاه یک‌شبه و بدون برنامه‌ریزی رخ نمی‌دهد و از این رو بسیاری از کارشناسان معتقدند باید با نشانه‌های وقوع نسل‌کشی نیز مقابله کرد و نسل‌کشی فرهنگی را یکی از این نشانه‌ها می‌دانند. این توضیح از اولین روزهای اختراع عبارت نسل‌کشی در گفتار رافائل لمکین مطرح شده و کارشناسان را به چالش کشیده است تا تعریف‌های دقیق‌تر و جامع‌تری از این جنایت ارائه دهند. متأسفانه هنوز در بسیاری موارد جان انسان‌ها تحت‌الشعاع مسائل دیگر قرار می‌گیرد.
 
بهائیان و نسل‌کشی فرهنگی
 
مورد جامعه ۳۰۰ هزارنفری بهائیان ایران به خوبی کاربرد نسل‌کشی فرهنگی را در رسیدن به هدف نابودی یک جامعه نشان می‌دهد. پس از اعدام‌های دهه ٦۰ (دهه‌ ۱۹۸۰) که کشتار بهائیان در ایران در نتیجه فشارهای بین‌المللی عموماً متوقف شده، محدودیت‌های شدید اجتماعی و اقتصادی به منظور بستن راه ترقی و توسعه آنها (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۹۹۱) جای سیاست کشتار را گرفته است.[۴]جامعه بهائی که بخش بزرگی از خادمان خود را از دست داده است و از جمله با مصادره کتاب‌ها و منابع بهائی مواجه شده بود، راهی برای جبران خسارت وارده نداشت.
 
 چون از حق داشتن مؤسسات اداری رسمی و دینی خود محروم شده بود و حق تحصیلات- عمدتاً دانشگاهی- و داشتن مشاغل دلخواه خود را نداشت. حکومت اسلامی از همان سال‌های آغازین شکل‌گیری، اجازه داشتن جایگاه اجتماعی و فرهنگی مناسب را به بهائیان نمی‌داد، اما فشارها تا همین‌جا متوقّف نشد. به‌طوری که بر اساس گزارش مهرماه ۱۳۹۰ جامعه جهانی بهائی، در سی سال اخیر شاهد "استفاده گسترده و سیستماتیک حکومت از رسانه‌های ارتباط جمعی و وسایل دیگر برای بدنام کردن و توهین به بهائیان" بوده‌ایم.
 
امکانی که پس از بیش از دو دهه محرومیت تحصیلی و تحت فشارهای بین‌المللی، در سال ۱۳۸۳ با برداشتن ستون دین از فرم‌های ثبت نام کنکور فراهم شده بود، اکنون پس از تنها هفت سال از پیروان این اقلیت‌ها گرفته می‌شود. آنها نیز حاضر نیستند به دروغ خود را پیرو یکی از ادیان مطرح شده معرفی کنند.
 
براساس پیش‌نویس اعلامیه حقوق مردمان بومی (۱۳۷۳) تهیه شده توسط کمیته منع تبعیض و حفظ اقلیت‌ها، "هرگونه تبلیغات علیه گروه اقلیت" مصداق قوم‌کشی و نسل‌کشی فرهنگی است.[۵] سپهبد رومئو آنتونیوس دالر، سناتور کانادایی که از طرف سازمان ملل متحد به عنوان فرمانده نیروی حفظ صلح در توقّف نسل‌کشی قوم توتسی در روآندا در دهه ۱۹۹۰ تلاش کرد، اما در نهایت اجازه اقدام مناسب برای خلع سلاح ارتش افراط‌گرا را نیافت، در استعلام سنای کانادا درباره آزار بهائیان، وضعیت بهائیان را با آنچه در روآندا دیده است، مقایسه می‌کند و می‌گوید: "در این مورد ما یک وضعیت نه قومی، بلکه دینی داریم که یک گروه خاص را به منظور سرکوب و در نهایت، به استدلال من، حذف آنها هدف قرار می‌دهد. تا وقتی بهائی هستید، بناست از مزایای شهروندی محروم باشید... اصطلاحی برای این نوع سرکوب روشمند وجود دارد. ما آن را «نسل‌کشی ایدئولوژیکی» می‌خوانیم. یک عنصر اساسی نسل‌کشی ایدئولوژیکی نیت تخریب کلی یا جزئی جامعه بهائی به عنوان یک موجودیت دینی جداگانه است.
 
 همین نیت تخریب جامعه بهائی به عنوان یک موجودیت دینی جداگانه است که نیازمند توجه فوری و آگاهانه ماست... «کشتار روشمند بهائیان ایران» عبارت مشابهی است که در مراحل پیش از نسل‌کشی ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) در روآندا دیدم. در مورد هفت رهبر بهائی کشور جرم آنها چیزی بیش از حمایت شان از جامعه دینی خود نبود، اما به ۲۰ سال زندان محکوم شدند. بار دیگر، زندان‌های روآندا تقریباً به همان دلایل پر از مردم قوم توتسی بود. فقط جرم آنها به جای دین، بر مبنای قومیت‌شان بود...
 
در مورد حمله به مؤسسۀ آموزش عالی بهائی، سناریوی مشابهی در روآندا انجام شد، جایی که اقلیت قومی توتسی در کشور خود اجازه دسترسی به آموزش عالی پیدا نکرد. آنها برای دسترسی به آموزش عالی باید کشور را ترک می‌کردند... این وضعیت با معیار سازمان ملل که طی کار انجام شده پس از نسل‌کشی در روآندا برای جلوگیری از رخ دادن دوباره یک تراژدی به دست آمد، تطابق دارد..."
 
او سخنان خود را این‌طور پایان می‌دهد: "ما در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴)، از ناآگاهی خود نسبت به وضعیت به عنوان بهانه‌ای برای اقدام نکردن استفاده کردیم. این بار ... ما از نیت نسل کشی دولت ایران آگاهیم. او می‌خواهد جامعه بهائی را به عنوان یک موجودیت دینی جداگانه تخریب کند. ما شاهد طبقه‌بندی روشمند بهائیان ایران به عنوان یک گروه خارجی که برای آزار، حذف و نسل کشی شناسایی می‌شود، بوده‌ایم.
 
بهائیان از حمایت قانون اساسی محروم بوده‌اند و تحت دستورالعمل‌های تبعیض‌آمیزی قرار دارند که نه تنها مزایای شهروندی در ایران را از آنها دریغ می‌کند، بلکه در حقیقت سیاستی درون حکومتی برای سرکوب بهائیان است...اشتباه نکنید، اینها فقط فهرستی از آزار در گذشته و حال نیست، بلکه نشانه‌های اخطاردهنده‌ای از قساوت‌های دسته‌جمعی و نسل‌کشی است. بگذارید شاهد مورد دیگری نباشیم و نسبت به نتایج پیش رو کاملاً هشیار باشیم"[۶]
 
سازمان سنجش و محرومیت از تحصیل
 
با چیزی که دوروز پیش در تارنمای سازمان سنجش دیدم و با اشتیاقی که برای ورود حتی دیرهنگام به دانشگاه داشتم، اهمیت دعوت سناتور دالر از هم‌قطاران خود به اقدام پیشگیرانه را بیشتر حس کردم. اگر برداشتم از شرط تازه مطرح شده برای داوطلب کنکور درست باشد، روندی که به نظر می‌رسید رو به بهبود دارد و در جهت کاهش محرومیت‌های تحصیلی بهائیان است، جهت عکس گرفته است و رو به وخامت می‌رود. دور ماندن از محیط دانشگاهی برای جوانی که آرزوی تحصیلات عالیه و خدمت به وطن خود را دارد، هر لحظه‌اش از هزاربار جان دادن دردناک‌تر است.
 
 این حرکت‌ها چه به نسل‌کشی واقعی بینجامد یا نه، نیازمند اقدام فوری است. این شرط حتی اگر فقط برای سال ۱۹۹۱ اعمال شود، باز هم زیاد است و لطمات جبران ناپذیری به دنبال دارد. همان‌طور که پیام اخوان و رنه پرووست در مقدمه کتاب خود "رویارویی با نسل‌کشی" روی جمله‌ای تاکید می‌کنند که به طنزی تلخ می‌ماند: "زمان اقدام قبل از شدت گرفتن تنش‌ها و تبدیل آنها به خشونت نسل‌کشی گرایانه است، وقتی که هزینه مداخله از طریق اقدامات محدودتر، قابل مدیریت و گرفتن نتایج بسیار بهتر محتمل است... جلوگیری اساساً با چیزی که رخ نمی‌دهد، اندازه‌گیری می شود."
 
 
پانویس‌ها:
۱-    تارنمای سازمان سنجش و آموزش کشور
۲ -Kuper, Leo. Genocide: Its Political Use in the Twentieth Century. Yale University Press, 1983. P.39
۳- دایرةالمعارف هولوكاست: نسل کشی چیست؟
۴- طبق گزارش جامعه جهانی بهائی، بهائیان "از حق استخدام و مالکیّت محروم‌اند، راه تحصیلات عالی به روی جوانان بهائی مسدود است، مؤسسات اداری بهائی منحل شده‌اند و تقریباً همه امکانات برای یک زندگی قابل قبول از این گروه شهروندان سلب شده است... تعداد بهائیانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و بازداشت می‌شوند، در سراسر کشور به صورت روزافزونی در حال افزایش است." (تحریک نفرت: کمپین رسانه ای ایران برای دهشتناک جلوه دادن بهائیان، اکتبر ٢۰۱۱) اینجا کلیک کنید.
۷- Akhavan, P. & Provost, R. Confronting Genocide. Springer: 2010
 
 
در هیمن زمینه:

 

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 18:35 |

هیاهویی برای هیچ

دوشنبه, 09/07/1390 - 20:13
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
بازخوانی پرونده رسانه‌ای خانه شمس

 لوا متحده - روزنامه کیهان در روز دوشنبه ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۰ در خبری تحت عنوان "با امضا طوماری مردم ابرکوه از تخریب خانه بهاییان تقدیر کردند"[۱] بار دیگر حکایت طومار و امضا جمع کردن از شهروندان ناآگاه را پیش کشید. غافل از آنکه این بازی طی این سال‌ها آنقدر نخ‌نما شده که دیگر کسی برای این طومار‌ها وقعی نمی‌گذارد.

 
 طومارهایی که طی دو سال و نیم گذشته به کرات علیه بسیاری از گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی در نمازجمعه تهران پخش شده، نمونه بارزی از این امضا جمع کردن‌هاست. در این روش گروه‌های فشار ابتدا با تهییج، تطمیع، تهدید و حتی وعده و وعید طومارهایی را با امضای هم‌وطنان ناآگاه یا گاه محتاج، جمع می‌کنند و سپس وجه رسانه‌ای گروه‌های فشار به واسطه روزنامه کیهان به انتشار و تبلیغ این طومار‌ها می‌پردازند.
 
ولی این دفعه با دفعات قبل کمی متفاوت است، چون اصلاً مکانی به نام خانه بهاییان در اسفندآباد وجود ندارد که بخواهند امضایی برای تخریب آن جمع‌آوری کنند و فقط کسانی چون آقای شریعتمداری در روزنامه کیهان با استفاده از سادگی و آسیب‌پذیر بودن قشر روستایی (و احتمالاً ایجاد هیجان‌های کاذب مذهبی) توانسته‌اند امضایی را برای "هیچ" از ایشان بگیرند. هرچند با مراجعه به سایت طلوع یزد[۲] که در روز ۲۳ آبان ماه یعنی یک هفته پیش از خبر کیهان این تخریب را گزارش داده است، واقعیت دیگری آشکار می‌شود و آن این است که مکان مورد نظر خانه نیمه مخروبه‌ای بوده که محل تجمع معتادان و انباشت زباله‌ها در روستای اسفندآباد شده و طوماری هم که جهت تخریب آن درست شده نه به دلیل بهایی بودن مالک قدیمی آن بلکه در جهت تشکر از مسئولان برای پاکسازی و تخریب محلی است که موجب اجتماع معتادان و زباله‌ها بوده است.
 
در اینجا برای آنکه جلوی هرگونه سخن نادرست دیگر در آینده گرفته شود به سرنوشت مالک منزل مزبور که در بعضی سایت‌ها[۳] به نام میرزا حسن شمس معرفی شده است می‌پردازم.
 
میرزا حسن شمس که بود؟
 
میرزا حسن شمس یکی از ساکنان بهایی روستای اسفندآباد یزد بود که در کنار همسر و فرزندانش در اوایل قرن جاری در روستای مذکور سکونت داشت و از راه زراعت به امرار معاش می‌پرداخت. نامبرده از بهاییان سر‌شناس منطقه و عضو محفل بهاییان روستای اسفندآباد بود.[۴]
 
 هم‌چنین مدت‌ها کدخدای آن روستا هم بوده است. وی ملاک و از دارایی به نسبت خوبی هم برخوردار بوده که همین امر موجب تغییر مسیر زندگی و زندانی شدن آن شده است. ماجرا ازآنجا آغاز می‌شود که در شب ۱۳ دی ماه ۱۳۲۸ شمسی در روستای ابرکوه (نزدیک به اسفندآباد) پیرزنی به نام صغری خانم همراه با پنج فرزندش به طرز فجیعی کشته می‌شوند. در ابتدا خان معروف منطقه به نام اسفندیار خان‌سالاری که نفوذ گسترده‌ای در منطقه داشته و از دوران پدر و عمویش با دربار هم در ارتباط بوده است[۵] در مظان اتهام قرار می‌گیرد. چرا که اسفندیار خان‌سالار در طی یک شکست عشقی که موجب اصلی آن صغری خانم بود برای گرفتن انتقام، همواره مرحومه را در نهان و آشکار تهدید می‌کرده است. به‌طوری که این مطلب را همه اهالی روستا هم می‌دانستند (برای اطلاع از ماجرای این قتل و تبعات آن می‌توان به کتاب "بی‌گناهان"[۶] اثر محمد تقی افنان و کتاب "مصدق و بهاییان"[۷] نوشته بهرام چوبینه و همچنین مقاله ارزشمند "پروژه پرونده سازی..."[۸] نوشته تورج امینی مراجعه کرد).
 
به دلیل نفوذ سالار در دادگستری و ژاندارمری منطقه وی از اتهام قتل مبری می‌شود و پس از چند هفته این قتل به گردن بهاییان اسفندآباد انداخته می‌شود (دلیل اصلی متهم قرار دادن بهاییان این بود که به دلیل نفوذ سالارخان در دادگستری و تهییج عواطف مذهبی مردم علیه بهاییان توسط روحانیون، هیچ فردی حاضر به حمایت از ایشان نبود. لذا بهترین گزینه برای این اتهام محسوب می‌شدند. نکته قابل توجهی است که در محل قتل یعنی روستای ابرکوه هیچ فرد بهایی ساکن نبود و قتل به بهاییان روستای مجاور یعنی اسفندآباد نسبت داده می‌شود و این موردی بود که همه مسئولان انتظامی و قضایی پرونده مذکور چشم خود را برآن بستند).
 
اما این‌که چگونه پای میرزا حسن شمس به این ماجرا کشیده شد از این قرار است که استوار خاکپور که رئیس پاسگاه ژاندارمری ابرکوه بود (و از نزدیکان اسفندیارخان سالار بود که طی‌‌همان روز‌ها به واسطه نفوذ سالار در دستگاه حکومتی برای مبری کردن وی از اتهام قتل به سمت ریاست پاسگاه ژاندارمری ابرکوه منصوب شده بود)، برای تلکه کردن میرزا حسن شمس، نزد وی می‌آید و ۳۰۰ تومان مطالبه می‌کند تا نگذارد شمس وارد جریان قتل پیرزن ابرکوهی و فرزندانش شود. ولی میرزا حسن شمس حاضر به دادن رشوه نمی‌شود و به وی می‌گوید: "با صد من سیریش هم نمی‌تواند وی را به این جریان وصل کند و هیچ کاری به ابرکوه ندارد و به آنجا رفت و آمدی نداشته است." این سخن برای میرزا حسن گران تمام می‌شود و استوار خاکپور با پرونده‌سازی علیه نامبرده، وی را به زندان می‌اندازد و پس از دو، سه سال بازداشت در یزد و تهران میرزا حسن شمس به اتهام معاونت در قتل صغری خانم و فرزندانش به ده سال حبس محکوم می‌شود که در سال ۱۳۳۴ پس از گذراندن ۵ سال از حبس خود، از شدت بیماری در زندان تهران فوت می‌کند.
 
سرنوشت همسر و فرزندان میرزا حسن شمس
 
همسر میرزا حسن شمس فردی بوده به نام "صغری بگم" که حاصل ازدواجش با میرزا، هشت فرزند (پنج پسر و سه دختر) بوده است. او پس از فوت میرزاحسن زندگی خود را در‌‌همان روستای اسفندآباد ادامه می‌دهد ولی در سال ۱۳۵۱ شمسی به روستای یادشده می‌آید. به دستور وی همه بهاییان را به مسجد می‌آورند و با شکنجه و تهدید به مرگ از ایشان می‌خواهند که مسلمان شوند. در این بین حدود ۵۲ نفر از بهاییان از جمله صغری بگم و چند نفر از فرزندانش مسلمان می‌شوند و حدود ۱۴ خانواده بهایی هم که دیگر امکان زندگی در روستای اسفندآباد را نداشتند از آنجا کوچ می‌کنند. از آن زمان تاکنون دیگر هیچ فرد بهایی در اسفندآباد سکنی نمی‌گزیند.
 
پس با توجه به مطلب فوق می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که به فرض آن‌که منزل میرزا حسن شمس تا این زمان هم دراختیار وراثش بوده باشد، ولی ایشان مسلمان هستند و بهاییان هیچ نوع تملکی بر آن نداشته‌اند.
 
هیاهویی برای هیچ
 
در واقع آنچه کذب بودن ادعای روزنامه کیهان و سایت‌های همسویش را بیش از پیش نمایان می‌کند، ذکر این نکته است که بعد از جریان دهه ۵۰ (که در بالا بدان اشاره شد) دیگر هیچ فرد بهایی در روستای اسفندآباد زندگی نکرده و خانواده میرزا حسن شمس هم در‌‌همان تاریخ مسلمان شده و بعد‌ها همگی از آنجا کوچ کرده‌اند. پس دیگر ادعای تبلیغ بهائیت در روستای اسفندآباد نادرست است، مگر آن‌که بپذیریم خشت و گل خانه یادشده هم مبلغ آئین بهایی هستند. خانه‌ای که براساس گفته مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد آقای بهرام رضایی سال‌هاست به صورت متروکه درآمده است.[۹]
 
آن‌چه روزنامه کیهان برای تخریب آن هیاهو و هلهله راه می‌اندازد، یکی از بناهای تاریخی ایران زمین بوده که در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۱۳۸۷ با شماره ثبت ۲۶۳۵۶ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.[۱۰]
 
متاسفانه این بنا هم مانند بسیاری از ابنیه تاریخی دیگر که در اقصا نقاط کشورمان واقع هستند دچار بی‌توجهی مسئولان قرار گرفته است و در روز عید قربان به دستور حجت محمدی، بخشدار بخش بهمن یزد با لودر تخریب می‌شود.[۱۱]
 
قابل ذکر است در تیرماه ۱۳۸۹ از طرف کانون گردشگری دانشگاه آزاد یزد اطلاعیه‌ای در پیوند با این خانه منتشر می‌شود که در آن ضمن توصیف بنا و نوع مصالح و زمان ساخت اعلام می‌شود که "مقدمات تعمیر و ساخت این بنا تاریخی فراهم شده است."[۱۲] مقدماتی که هیچ‌گاه فراهم نشد و دشمنان تاریخ و فرهنگ ایران زمین بار دیگر توانستند با هیاهو راه‌اندازی و افترا به اقلیت بهایی (کاری بسیاردیده شده و متداول در تاریخ ایران) یک بنای تاریخی را به دلیل آن‌که زمانی مالکش بهایی بوده است از بین ببرند.
 
 پانویس‌ها:
 
۴- جامعه بهایی در هر روستا، شهر یا کشوری بصورت شورایی اداره می‌شود که این شورا‌ها در فرهنگ بهایی، "محفل" نامیده می‌شوند.
۵- عموی اسفندیار خان موسوم به امید سالار بود که چندین دوره نماینده مجلس شورای ملی و در دو دفعه‌ای که رضا شاه یا محمد رضا شاه پهلوی به آن منطقه می‌آمدند، میزبان ایشان هم بود.
۶-     برای مطالع کتاب فوق می‌توان به اینجا مراجعه کرد.
۷-     برای مطالعه کتاب فوق می‌توان به اینجا مراجعه کرد.
۸-     برای مطالعه مقاله فوق می‌توان به اینجا مراجعه کرد.
۹-     لینک مصاحبه بهرام رضایی با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)
۱۰-                     اینجا
۱۱

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 18:33 |

افزایش فشار‌ بر اقلیت‌های مذهبی

دوشنبه, 10/05/1390 - 20:22
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
لوا متحده

لوا متحده - حکومت اسلامی ایران از بدو تاسیس برخلاف کلیه ادعاهای مقامات یا نمایندگان آن در مجامع بین‌المللی، نه تنها به هیچ‌کدام از میثاق‌های بین‌المللی در پیوند با رواداری و عدم تبعیض به اقلیت‌های مذهبی عمل نکرده، بلکه هر روزه با فشار و سرکوب، عرصه را به این گروه از ایرانیان تنگ‌تر کرده است. به طوری‌‌که طی سال‌های اخیر شاهد مهاجرت اجباری بسیاری از هم‌وطنان غیر مسلمان به خارج از کشور بوده‌ایم.  

 

در گزارش زیر سعی خواهد شد، تبعیض و فشارهای وارده بر اقلیت‌های مذهبی (غیر مسلمان) در آذر ماه ۱۳۹۰ نشان داده شود. این گزارش فقط شامل شهروندان بهایی و مسیحی است، چرا که در طی ماه گذشته هیچ نوع خبری دال بر فشار و آزار بر پیروان سایر ادیان (یهودی، زرتشتی، بودایی و غیره) منتشر نشده است. هرچند که عدم انتشار خبر را نمی‌توان دلیل بر نبود آن دانست ولی به دلیل آنکه منبع خبری این مطلب، خبرهای منتشر شده در سایت‌های حقوق بشری و خبرگزاری‌های معتبر است، لذا از درج خبرهای غیر معتبر در مورد شهروندان یهودی، زرتشتی و غیره خودداری می‌شود. هر چند خبررسانی‌های به موقع و پی‌درپی جامعه‌های بهایی و مسیحی در ایران را نمی‌توان نادیده گرفت.
 
در ضمن یادآوری می‌شود هم اکنون- حداقل- سه شهروند زرتشتی در حال سپری کردن دوران محکومیت در زندان اوین هستند:
 
۱ – محسن (بهمن) صادقی نور، محکومیت چهارسال و شش‌ماه؛
۲ – مجتبی احمدی، محکومیت شش سال؛
۳ – ابوالفضل (پوریا) شاهپری، محکومیت دو سال و شش‌ماه؛۱
از طرف دیگر از یک شهروند زرتشتی دیگر به نام "یاشین جمشیدی" که در آبان ماه در پی یورش ماموران امنیتی به منزلش در کرج دستگیر شده است، اطلاع چندانی در دست نیست.۲
 
وضعیت شهروندان بهایی
 
اعلام حکم هفت‌سال حبس تعزیری برای یک شهروند بهایی ساکن سمنان به نام "زهره نیک‌آئین" شدید‌ترین حکمی بود که در ماه گذشته برای یک دگراندیش مذهبی در ایران صادر شد. اتهامات نامبرده عبارت بود از "راه‌اندازی کلاس درس اخلاق برای کودکان بهایی، عضویت در گروه طرح روحی، احتفالات، علوم و فنون و ضیافت نوزده روزه" و "تبلیغ علیه نظام از طریق دریافت پیام‌های بیت‌العدل و اجرای آن‌ها".
 
در واقع با این اتهامات می‌توان هر شهروند بهایی را محکوم کرد، چرا که همه این اتهامات شامل جلسات مذهبی‌ای است که بهاییان در تمام دنیا در آن شرکت و عضویت دارند. زهره نیک‌آئین، در اسفندماه سال گذشته مدتی بازداشت بوده است که در فروردین‌ماه سال جاری به قید وثیقه معادل ۱۰۰ میلیون تومان آزاد شد.۳
 
هم‌چنین در ۱۰ آذرماه یک شهروند بهایی دیگر اهل سمنان به نام نادر کسایی پس از احضار تلفنی برای گذراندن محکومیت سه ساله راهی زندان سمنان شد. ازطرف دیگر دو شهروند بهایی دیگر اهل سمنان پس از اتمام دوره محکومیت آزاد شدند. صهبا رضوانی پس از اتمام محکومیت سه ساله از بند زنان زندان اوین آزاد شد و شعله طائف شهروند بهایی دیگر اهل سمنان هم پس از دوره محکومیت یک ساله از زندان اوین آزاد و بلافاصله دوره تبعید دو ساله وی آغاز شد.۴
 
بنا به گزارش خبرگزاری‌های حقوق بشری در اوایل آذرماه دوران محکومیت ده‌ماهه چهار شهروند بهایی ساکن شیراز آغاز شد. این چهار شهروند بهایی که وحدت دانا، افشین احسنیان، کیوان کرمی و فرهام معصومی نام دارند، پس از چندروز به زندانی خارج از شیراز در منطقه پیربنو که محل نگهداری معتادان و مجرمان خطرناک و دارای کمترین امکانات بهداشتی و دارویی است، منتقل شدند.
 
 
دادگاه یک زوج بهایی به نام‌های کامران رحیمیان و همسرش فاران حسامی این دو شهروند بهایی را به دلیل همکاری با دانشگاه مجازی بهاییان ایران موسوم به موسسه علمی آزاد، متهم به "عضویت در جامعه بهایی و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی" کرد.
 
از سوی دیگر، اخراج دانشجویان بهایی و پلمپ محل کسب شهروندان بهایی هم‌چنان ادامه دارد. جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی از اخراج دو دانشجوی بهایی به نام‌های شیما رنجبر و نگار صالحی از دانشگاه‌های گرگان و مازندران اطلاع داد. در همان حال تهدید کسبه بهایی کرمان به تعطیلی و عدم تمدید جواز کسبه بهاییان رفسنجان نمونه‌هایی از فشارهای اقتصادی ماه گذشته بر شهروندان بهایی بود.۵
 
جلسه دادگاه یک زوج بهایی به نام‌های کامران رحیمیان و همسرش فاران حسامی در روزهای چهارشنبه و شنبه ۲۳ و ۲۶ آذر ماه تشکیل شد. این دو شهروند بهایی که سه ماه قبل به دلیل همکاری با دانشگاه مجازی بهاییان ایران موسوم به موسسه علمی آزاد دستگیر شده بودند، در این دادگاه متهم به "عضویت در جامعه بهایی و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی" شدند.
 
کامران رحیمیان پس از آخرین جلسه دادگاه به زندان رجایی‌شهر منتقل شد و فاران حسامی که در اوایل آذرماه به دلیل تنها بودن فرزند دوساله‌شان به قید وثیقه آزاد شده بود، به طور موقت تا اعلام حکم نهایی، مرخص شد.۶
 
در واپسین روزهای آذرماه (۲۸ آذر) شاهد یورش گسترده و هم‌زمان ماموران امنیتی مسلح به منازل شهروندان بهایی سنندج هستیم که ماموران ضمن تفتیش منازل، کتاب‌ها وعکس‌های مذهبی هم‌چنین کامپیوتر‌ها و سی‌دی‌ها را هم ضبط کردند.۷
 
وضعیت شهروندان مسیحی
 
در حالی‌که وضعیت کشیش یوسف ندرخانی پس از لغو حکم اعدام هنوز در پرده ابهام قرار دارد، یک شهروند مسیحی به نام علیرضا سیدیان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس تعزیری، ۱۸ میلیون تومان جریمه نقدی و ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد. این شهروند مسیحی در حال حاضر تا اعلام رای تجدید نظر با وثیقه ۳۰ میلیون تومان آزاد است.۸
 
 

مریم جلیلی نوکیش مسیحی پس از دوماه و نیم حبس در بند زنان زندان اوین به اتهام عضویت در گروه غیر قانونی به دو سال حبس تعزیری محکوم شد. قابل ذکر است دو نوکیش مسیحی به نام‌های میترا زحمتی و شهلا رحمتی که با وی هم پرونده و هم سلول هستند، پیش از این به دوسال و نیم حبس محکوم شده بودند.۹
 
از سوی دیگر محکومیت یک‌ساله پنج شهروند مسیحی ساکن شیراز قطعی و همه آنها به دایره اجرای احکام دادگاه شیراز احضار شدند. بهروز صادق خانجانی، نازلی مکاریان، محمد بلیاد و پرویز خلج چهار شهروندی هستند که به قید وثیقه آزاد شده‌اند و نفر پنجم که مهدی فروتن نام دارد بیش از دوماه است در زندان پیربنو در بند معتادان محبوس است.۱۰
 
شبکه خبری مسیحیان فارسی‌زبان از بازداشت دوباره یک نوکیش مسیحی به نام "احسان بهروز" در مشهد خبر داد. این شهروند مسیحی که پیش از این سه‌ماه در بازداشت بوده و تا زمان دادگاه با وثیقه ۸۰ میلیون تومان آزاد شده، بیش از یک ماه است که ناپدید شده است و آن‌طور که شواهد نشان می‌دهد، خانواده وی تحت فشار قرار گرفته‌اند تا از توضیح هر مطلبی درباره بازداشت فرزندشان خودداری کنند. این نوکیش مسیحی پیش از این حاضر نشده بوده ایمان خود را انکار کند، لذا از سوی مسئولان قضایی تهدید به ارتداد شده است.۱۱
 

با فرا رسیدن ایام کریسمس و بر اساس روال دوساله اخیر به احتمال زیاد، فشار‌ بر هموطنان مسیحی افزایش می‌یابد. به طوری‌که طبق خبری که هرانا منتشر کرده، ماموران امنیتی در اوایل صبح روز جمعه دوم دی‌ماه به کلیسای جماعت ربانی اهواز هجوم می‌برند و پس از دستگیری همه حاضران در مراسم حتی کودکان حاضر در کلیسا و انتقال آنها به نقطه نامعلوم کلیه تلفن‌های همراه، کامپیو‌تر و بعضی وسایل متعلق به کلیسا را ضبط می‌کنند و با خود می‌برند. پس از ساعتی کلیه دستگیرشدگان آزاد و فقط کشیش "فرهاد سبک‌روح" و همسرش "شهناز" و دو شهروند دیگر مسیحی در بازداشت نگهداشته می‌شوند. 

Share this

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 18:32 |

افزایش فشار بر شهروندان مسیحی و بهایی در سال جدید

یکشنبه, 11/09/1390 - 16:44
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
مروری بر کارنامه نقض حقوق اقلیت‌های دینی در دی‌ماه ۱۳۹۰
لوا متحده

لوا متحده - در چند سال اخیر، همیشه در روزهای ماه دی، مصادف با عید کریسمس و آغاز سال نو مسیحی، فشار بر مسیحیان تشدید می‌شود.

 
 در سال ۱۳۹۰ به گزارش "محبت نیوز" از دوهفته پیش از کریسمس، فروش و تحویل کتاب انجیل در کتابخانه کلیسای مرکزی تهران و هم‌چنین کتابفروشی‌های خیابان انقلاب ممنوع شد. به موازات این اقدام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، کلیساهای خانگی را تهدیدی برای جوانان معرفی کرد و از یک‌سری اقدامات جدید برای مقابله با کلیساهای خانگی خبر داد. همراه با این سخنان، رسانه‌های وابسته به حکومت از قبیل "صراط نیوز" به فروش درختان کاج و وسایل تزئینی توسط فروشگاه‌های تهران اعتراض و حمله کرد.
 
مسیحیان
 
ماموران امنیتی حکومت اسلامی ایران، روز جمعه دوم دی‌ماه به کلیسای جماعت ربانی اهواز هجوم می‌آورند و کلیه مسیحیان حاضر در آن محل، حتی کودکان خردسال را که در حال دعا بودند، دستگیر و به محل نامعلومی منتقل می‌کنند. کلیه بازداشت شدگان به‌جز چهارنفر پس از چند ساعت آزاد می‌شوند، در حالی که از ایشان تعهد گرفته می‌شود که از اهواز خارج نشوند و هیچ نوع خبررسانی در مورد جریان دستگیری‌شان انجام ندهند. یکی از بازداشت‌شدگان به نام شهناز جیزان پس از دو روز بازداشت به قید وثیقه ملکی معادل ۲۵۰ میلیون تومان به طور موقت آزاد می‌شود، ولی از سه مسیحی بازداشت شده دیگر به نام‌های فرهاد سبک‌روح (کشیش کلیسا)، داود علیجانی و ناصر ضامن دزفولی با گذشت یک ماه، هیچ اطلاعی در دست نیست. آنها تا زمان تهیه این گزارش از حق برخورداری از وکیل و ملاقات با خانواده‌های‌شان محروم بوده‌اند و برای اخذ تعهد کتبی تحت فشار قرار دارند.
 
خبرگزاری هرانا، از برگزاری دادگاه پنج شهروند مسیحی در روز سه شنبه ۲۰ دی‌ماه در شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت خبر داد. روز پنجم دی‌ماه یک شهروند مسیحی به نام شهلا رحمتی پس از هشت‌ماه بازداشت در زندان اوین، بر اساس رای دادگاه تجدید نظر از اتهام "عضویت در گروه غیر قانونی" تبرئه و آزاد شد. در حال حاضر دو شهروند مسیحی دیگر به نام‌های مریم جلیلی و میترا زحمتی در بند زنان زندان اوین بازداشت و منتظر حکم دادگاه هستند. نکته مشترکی که در دستگیری همه مسیحیان بازداشت شده در سطح ایران دیده می‌شود، متهم کردن آنان به "اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در گروهی غیر قانونی" است.
 
بسیاری از مدافعان حقوق بشر بر این باورند که حاکمیت جمهوری اسلامی با متهم کردن مسیحیان بازداشت شده به اقدام علیه امنیت ملی، سعی دارد از چهره یک کشور ناقض حقوق بشر بخصوص در زمینه حقوق دگراندیشان مذهبی، تبری جوید. به همین دلیل نیز هست که برای بازداشت شهروندان مسیحی دلایلی غیر واقعی می‌تراشد.
 
درحالیکه وضعیت کشیش یوسف ندرخانی پس از دو سال حبس در زندان رشت هنوز نامشخص است، خبرگزاری هرانا از بلاتکلیفی نورالله قبیتی‌زاده شهروند مسیحی ساکن دزفول خبر می‌دهد که بیش از یک سال است در زندان کارون اهواز بازداشت است.
 
سال جدید مسیحی، طبق روال همه‌ساله سازمان بین‌المللی "درهای باز"، فهرست سالانه "کشورهای جفاکننده به مسیحیان" را منتشر کرد. براساس فهرست مذکور کشور ایران در رتبه پنجم قرار گرفت. قابل ذکر است این سازمان سالانه فهرستی را متشکل از "۵۰ کشور جفاکننده به مسیحیان" تحت عنوان "فهرست دیده‌بان جهانی" منتشر می‌کند که ملاک رتبه‌دهی به کشور‌ها، جفا به خاطر ایمان مسیحی افراد ذکر شده است و جفاهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و قومی در این رتبه‌بندی تاثیری ندارد.
 
بهاییان
 
وضعیت نقض حقوق شهروندان بهایی شاید به مراتب از هم‌وطنان مسیحی وخیم‌تر باشد. کمیته گزارشگران حقوق بشر از احضار و بازجویی بیش از ۳۰ نفر از شهروندان بهایی ساکن ساری و رشت گزارش می‌دهد.
 
 خبرگزاری هرانا هم از احضار‌های پی‌در‌پی پنج شهروند بهایی سمنان و محکومیت یکی از این شهروندان به نام سپهر سبحانی به یک سال حبس تعزیری خبر داد. خبرگزاری رهانا نیز خبر هجوم ماموران امنیتی به یک جلسه مذهبی بهاییان در کرمان را منتشر کرد که منجر به بازداشت بختیار راسخی و فرحناز نعیمی (برگزارکنندگان مراسم) و دختر آنها فرین راسخی شد.
 
فواد خانجانی
در این ماه دو شهروند بهایی به نام‌های شاهرخ طائف و فواد خانجانی برای گذراندن محکومیت چهارساله راهی زندان اوین شدند. حکم بدوی دادگاه شش نفر از مسئولان موسسه علمی آزاد (دانشگاه مجازی بهاییان ایران) نیز توسط دادگاه تجدید نظر تائید شد. طبق این حکم کامران مرتضایی به پنج سال و فرهاد صدقی، ریاض سبحانی، نوشین خادم، محمود بادوام و رامین زیبایی هر کدام به چهار سال حبس تعزیری محکوم شدند. هم‌چنین وحید محمودی یکی دیگر از مسئولان مربوطه که طبق حکم دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود با رای دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شد. طبق این حکم، نامبرده پس از هفت ماه از زندان رجایی‌شهر آزاد شد.
 
پس از شش‌سال بار دیگر شرایط عمومی شرکت در کنکور سراسری تغییر کرد و اعتقاد به اسلام یا یکی از ادیان مصرح (یهودی، مسیحی و زرتشتی) در قانون اساسی از شرایط عمومی داوطلبان برای شرکت در کنکور سراسری سال ۱۳۹۱ عنوان شد. این در واقع مانعی است تا جلوی حضور دانشجویان بهایی در دانشگاه‌های دولتی گرفته شود. از طرف دیگر خبرگزاری‌ها از اخراج سه دانشجوی بهایی به دلیل اعتقادشان خبر دادند. شکوفه مودی، درسا الله‌وردی و شروین فلاح، دانشجویانی بودند که به ترتیب از دانشگاه‌های زاهدان، گرگان و دارالفنون بجنورد اخراج شدند.
 
خاکسپاری شهروندان بهایی
 
با استقرار حکومت اسلامی در سال ۱۳۵۸ از‌‌ همان ابتدا کلیه قبرستان‌های بهایی در ایران تخریب و مصادره شدند، ولی پس از مدت زمان کوتاهی حاکمیت متوجه شد اموات بهاییان را نمی‌توان به دلیل تعصب‌های مذهبی و قوانین شرعی اسلامی در قبرستان شیعیان دفن کرد. لذا در هر شهر و روستایی نقاط دورافتاده‌ای را به بهاییان تحویل دادند تا اموات‌شان را در آنجا دفن کنند. گورستان‌های جدید بهایی همواره تحت کنترل نیروهای امنیتی و انتظامی قرار داشته، ولی طی پنج سال اخیر بار دیگر گورستان‌های بهایی و دفن اموات بهاییان دچار مشکل شده است. به طوری که به گزارش سرویس خبری جامعه بهایی بیش از ۳۰ مورد تخریب، آتش‌افروزی یا مشکلات دیگر در پیوند با خاکسپاری اموات بهایی گزارش شده است. آخرین مواردی که در دی ماه ۹۰ صورت گرفته یکی در پیوند با عدم صدور جواز دفن یک شهروند بهایی به نام محمدحسین برقی در تبریز بوده است که از خانواده‌اش خواسته می‌شود متوفی را در نقطه دیگری به غیر از گورستان بهاییان تبریز دفن کنند. مورد دیگر دعوی مالکیت دولت بر زمین گورستان بهاییان سنندج است. این دعوی به دادگاه ارجاع شده در حالیکه سند این زمین سال‌ها قبل به جامعه بهایی سنندج تحویل داده شده است.
 
در خاتمه باید به سخنان رئیس کل دادگستری یزد غلامحسین حیدری هم اشاره کرد که در گفت‌وگویی با ایسنا از اختصاص شعبه‌های ویژه‌ای در دادسرا، محاکم بدوی و تجدید نظر استان یزد برای برخورد با پرونده‌های مربوط به بهایی‌ها سخن گفته است. این سخن در واقع نقض ادعاهای چندین‌ساله نمایندگان جمهوری اسلامی در جوامع بین‌المللی است که مدعی‌اند در جمهوری اسلامی هیچ فردی به عنوان بهایی محاکمه و زندانی نمی‌شود و بهاییانی که محاکمه یا زندانی می‌شوند به دلایل دیگری به‌جز اعتقادشان بوده است.
 
در همین زمینه:
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 18:29 |


توبه كشيش شرط عدم اجراي حكم اعدام به اتهام ارتداد

راديو دويچه وله : عدم اجراي حكم كشيشي كه پيشتر توسط قوه قضاييه ايران به اعدام محكوم شده، منوط به "توبه" اين كشيش شده است. منابع خبري نزديك به مسيحيان مي‌گويند سال گذشته بدترين سال در سه دهه گذشته براي مسيحيان ايران بوده است.

كشيش يوسف ندرخاني

ديوان عالي كشور حكم اعدام كشيش يوسف ندرخاني را بررسي كرده و عدم اجراي حكم اعدام او را منوط به "توبه" اين كشيش دانسته است. محمدعلي دادخواه، وكيل كشيش يوسف ندرخاني با بيان اين مطلب به دويچه وله گفت: «به اين ترتيب دادگاه عالي كشور، حكم پيشين مبني بر اعدام كشيش ندرخاني را نقض كرده است.»

كشيش ندرخاني از مهر ۱۳۸۸ در شهر رشت زنداني است. دادگستري استان گيلان، ابتدا او را به اتهام "ارتداد" به اعدام محكوم كرده بود. راي صادره براي بررسي به ديوان عالي كشور فرستاده شده بود. كشيش ندرخاني متهم است كه از دين اسلام خارج شده و به مسيحيت گرويده است.

وكيل كشيش ندرخاني مي‌گويد: «در نظام قضايي و حقوقي ايران، ارتداد جرم شناخته نشده است. علاوه بر اين، در فقه شيعه  فقها معتقدند در زمان "غيبت امام زمان" نبايد در اين موارد حكم اعدام صادر شود. همه اين موارد را در ديوان عالي كشور شعبه شهر قم هم گفته‌ايم.»

محمدعلي دادخواه در مورد سرنوشت كشيش ندرخاني، احتمال اجراي حكم او در صورتي كه  "توبه" نكند مي‌گويد: «هنوز حكم به من ابلاغ نشده است. "توبه" بايد نسبت به يك امر كيفري باشد. بايد حكم را ببينم تا بتوانم به‌طور دقيق اظهار نظر فني بكنم.»

محمدعلي دادخواه وكيل كشيش ندرخاني

فروردين ۱۳۸۹، شش مسيحي از جمله كشيش خانجاني در دادگاهي در شهر شيراز از اتهام «ارتداد» تبرئه شده و همگي به اتهام "تبليغ عليه نظام" به يك سال حبس مجكوم شده بودند.

همان موقع خواهر كشيش خانجاني كه از اتهام "ارتداد" تبرئه شده بود، درباره كشيش ندرخاني گفته بود: «همسر كشيش ندرخاني به من گفت از همسرش خواسته‌اند براي حفظ جان، تظاهر به رجوع به اسلام بكند، اما كشيش ندرخاني قبول نكرده‌ و بر عقيده خود پا بر جا ايستاده است.»

افزايش گرايش به مسيحيت در ايران

عبدالصمد خرمشاهي، وكيل دادگستري درباره سابقه حكم اعدام به اتهام ارتداد به دويچه گفت : «تا جايي كه بررسي كردم، تا به امروز چنين حكمي نداشتيم كه فردي تحت عنوان مرتد بودن يا مرتد شدن حكم اعدام در مورد او اجرا شده باشد. در قانون اساسي بحثي به نام ارتداد وجود ندارد. ارتداد بحثي فقهي است. در قانون مجازات اسلامي هم خلا قانوني وجود دارد و "ارتداد" تعريف نشده است. اما در معنا به كسي مرتد مي‌گويند كه از اسلام برمي‌گردد.»

كشيش مدبر، سردبير سايت "شبكه‌ي خبر مسيحيان فارسي‌زبان"، در ژانويه‌ي سال ۲۰۱۱، يكي از دلايل فشار بر مسيحيان را  "افزايش گرايش به مسيحيت بين مسلمان‌زادگان ايران" دانسته بود. او همان موقع به دويچه وله گفت: «مدت‌ها است در كليساهاي تهران، اصفهان، مشهد، اهواز، همدان و... مسيحيان فارسي‌زبان حضور ندارد. از آنجايي كه مسيحيان نمي‌توانند جلسات رسمي برگزار كنند، اين جلسات را به‌شكل مخفيانه و در خانه‌هايشان برگزار مي‌كنند.»

بر اساس آماري كه به تازگي "شبكه‌ي خبر مسيحيان فارسي‌زبان" درباره وضعيت مسيحيان ايران منتشر كرده است، سال ۱۳۸۹، بدترين سال مسيحيان ايراني در سه دهه گذشته بوده است.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 و ساعت 18:15 |

"ISLAM - nur Religion oder Weltanschauung?" 

29.04.11
SozialesSozialesInternationalesSaarland,News 

 

von Aktion 3.Welt Saar 

Gemeinsame Vortragsreihe von Aktion 3.Welt Saar und Jugendzentrum Exzellenzhaus in Trier 


Ist der Islam nur eine Religion oder eine politische Weltanschauung? Um diese Frage zu diskutieren, laden die Aktion 3.Welt Saar und das Jugendzentrum Exzellenzhaus Trier zu einer Veranstaltungsreihe ein. Einerseits werden Moslems Opfer fremdenfeindlicher Kampagnen, andererseits finden sich in moslemischen Milieus Antisemitismus, Schwulenhass und Kopftuchzwang für Frauen und junge Mädchen. Außenpolitisch ist der islamische Staat Iran eine Bedrohung. 

Den Auftakt macht der Saarbrücker Theologe und Religionswissenschaftler Prof. Dr. Karl-Heinz Ohlig: "Islam - Mythos und Geschichte. Wer hat eigentlich Mohammed gesehen?", Dienstag, 10. Mai. Ist der Islam als eigenständige monotheistische Religion im 7. nachchristlichen Jahrhundert von dem Propheten Mohammed begründet worden, wie es die herkömmliche Islamwissenschaft und Geschichtsschreibung annimmt? Oder beruht seine vermeintliche Entstehungsgeschichte auf Legenden, die eine andere Wirklichkeit verdecken? 

Am Donnerstag, dem 12. Mai, referiert der Publizist und Journalist Alex Feuerherdt aus Köln zum Thema "Free Iran!". Nach der gefälschten Präsidentschaftswahl 2009, die Ahmadinejad eine weitere Amtszeit bescherte, entwickelte sich im Iran eine Massenbewegung gegen das Mullah-Regime. Doch machen westliche Konzerne weiter Geschäfte mit dem Regime, ungeachtet dessen Atomprogramm und Vernichtungsdrohungen gegen Israel. Der Vortrag untersucht die Chancen für einen Umsturz im Iran, auch vor dem Hintergrund der aktuellen Aufstände in arabischen Ländern. 

Am Mittwoch, dem 18. Mai, referiert Klaus Blees aus Trier zu "Die rechte Hassliebe zum Islam". Entgegen einer verbreiteten Wahrnehmung ist das Gros der extremen Rechten ausgesprochen islamfreundlich. Der Vortrag beleuchtet das Verhältnis verschiedener rechter Strömungen zum Islam. 

Alle Veranstaltungen finden statt um 19.00 Uhr, im Jugendzentrum Exzellenzhaus Trier, Balkensaal, Zurmaienerstr. 114; Eintritt je 3 €; Mitglieder der Veranstalter frei. 
Die Veranstaltungsreihe wird unterstützt von der Landeszentrale für politische Bildung Rheinland-Pfalz und gefördert von der Europäischen Union / Europäischer Flüchtlingsfonds. 
www.a3wsaar.de

Der Veranstaltungsflyer und Plakat zum Download: 
goo.gl/Q2m8c
goo.gl/fOWgm.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه دهم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:30 |

؛ شكنجه و ضرب وشتم یك نوكیش مسیحی در بازداشتگاه اطلاعات شهریار/ همراه با عکس

von زندانیان سیاسی, Montag, 27. Dezember 2010 um 21:10

ماموران امنیتی پس از احضار یكی از نوكیشان مسیحی فعال در كلیسای خانگی به اداره اطلاعات شهرستان شهریار، ضمن بازداشت و بازجویی از ایشان، وی را به شدت مورد شكنجه و ضرب و شتم قرار دادند

به گزارش خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران"هرانا"  آقای "علیرضا نجفی زاده " ۲۳ ساله متاهل و دارای یك فرزند نوزاد است .

وی ساكن شهرستان شهریار و عضو كلیساهای خانگی كرج می باشد كه در مهرماه سالجاری پس از این كه بخاطر ایمان و فعالیت های مسیحی خود توسط ماموران امنیتی مورد شناسائی قرار گرفت، بمدت ۳ روز تحت بدترین نوع شكنجه های روحی و جسمی به سر برد .

ماموران امنیتی با عدم حضور "علیرضا" در منزل مواجه میشوند همسرش را در یك اطاق حبس میكنند و خانه ایشان را مورد بازرسی قرار میدهند . آنها چند جلد كتب مسیحی از جمله كتاب مقدس ، دیش ماهواره و تندیس های مسیح موجود در محل را جمع آوری كرده و پس از چند ساعت انتظار با دادن شماره تلفنی به همسر ایشان محل را ترك مینمایند

 

سرانجام پس از ۲ روز مخفی شدن، با توصیه برخی افراد "علیرضا" تصمیم میگیرد با شماره ای كه توسط ماموران داده شده است تماس بگیرد و خود را معرفی كند .در تماس تلفنی ماموران اطلاعات از او میخواهند كه بلافاصله خود را به واحد اطلاعات و امنیت شهریار معرفی نماید . علیرضا ساعت ۱۱ صبح روز سه شنبه ۶ مهرماه ۱۳۸۹ (۲۸ سپتامبر۲۰۱۰ ) به محل ذكر شده مراجعه میكند .

 

این شهروند مسیحی درباره وقایع پس از بازداشت خود به گزارشگر "محبت نیوز" گفت :

 

" در همان روز پس از اینكه خود را به شخصی كه در پشت یك میز كامپیوتر حضور داشت معرفی كردم وی از من خواست تا منتظر بمانم . دقایقی بعد شخص دیگری آمد و یك گونی بر روی سرم كشید و مرا به اطاقی دیگر هدایت كرد. دیگر چشمانم جائی را نمی دید . من را به مكانی بردند كه یك نفر در آنجا از من بازجوئی میكرد . به نظر می رسید كه وی اطلاعات زیادی درباره مسیحیت و مسیحیان ایران دارد . او از من خواست كه بگویم با كدام كلیساهای خانگی فعالیت میكنم . اسامی رهبران و اعضای آنها را بگویم و اینكه با كدام شبكه های ماهواره ای مسیحی و سازمان های بشارتی خارج كشور كار میكنم ! . وقتی جواب های من بازجویم را قانع نكرد او به من گفت كه ما تو را نگه میداریم تا حرف بزنی و همه اطلاعات مورد نیاز ما را بدهی . آنگاه دوباره من را با همان چشمان بسته به محل دیگری بردند كه احساس كردم سلول انفرادی بسیار كوچكی است چون نمی توانستم در آنجا دراز بكشم و فقط جا برای نشستن بود . مدتی در آنجا بودم ؛ در طی این مدت چند بار افرادی كه من آنها را نمیدیدم بر روی من آب ریختند و سر تا پایم را خیس كردند . زمان را گم كرده بودم و نمیدانستم چه مدت گذشته است .

ساعاتی بعد دوباره مرا برای بازجوئی نزد همان شخص بردند . این بار وقتی پاسخ هایم او را قانع نمیكرد با پای خودش لگدهای محكمی به بدن من میزد . گاهی اوقات نیز اسمی را صدا میزد و از شخص دیگری میخواست كه من را به باد كتك بگیرد تا جواب های مورد نظر او را بدهم . آن شخص نیز در حالیكه فحش های ركیك میداد من را به شدت زیر مشت و لگد میگرفت .دستهای من از پشت به صندلی بسته شده بود و توان هیچ دفاعی از خود را نداشتم .

"علیرضا" بدفعات مورد بازجویی قرار میگیرد سپس برای اینكه ماموران به پاسخ های مورد نظرشان برسند آنها وی را به اطاق ویژه ای میبرند و با دستبند وی را آویزان میكنند و ضمن فحاشی به مسیحیان و مسیحیت و همچنین ادای كلمات ركیك درباره او و خانواده اش با شلنگ و كابل به جان او میافتند . وقتی "علیرضا "زیر فشار شكنجه میگوید كه حرف خواهد زد او را پائین می آورند و دوباره بازجو همان سوالات درباره كلیساهای خانگی و شبكه های ماهواره ای مسیحی و ارتباط او با آنها را تكرار میكند .

 

"علیرضا" كه هنوز پس از گذشت بیش از ۲ ماه از آن ماجرا آثار شكنجه و ضرب و شتم بر روی بدنش به وضوح مشاهده میشود درباره ادامه ماجرا به گزارشگر "محبت نیوز" گفت :

وقتی باز هم جواب های من آنها را قانع نكرد این بار از پا من را آویزان كردند و با شدت بیش از پیش با اجسامی كه فكر میكنم شلنگ آب یا كابل برق بود هر بار ۱۰ تا ۱۵ ضربه بسیار محكم به نقاط مختلف بدنم میزند و اینقدر این كار را ادامه دادند تا من از حال میرفتم و بعد روی من آب میریختند و با مشت و لگد دوباره میزدند و سوالهایشان را تكرار میكردند . هربار حملات و ضربه های آنها شدیدتر میشد و حرفهایشان ركیك تر تا اینكه من به كلی بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم .

 

سرانجام در روز جمعه ۹ شهریور۱۳۸۹ پس از ۳ روز بازجوئی و شكنجه سخت خانواده علیرضا توانستند ضامن معتبری پیدا كنند و با سپردن تعهد وی را از دفتر اطلاعات شهریار بیرون بیاورند . بخاطر وجود آثار شكنجه و تنبیه بدنی شدید ماموران اطلاعات با این شرط اجازه مرخص شدن او از بازداشتگاه را دادند كه برای درمان تن مجروح خود به هیچ پزشك یا بیمارستانی مراجعه نكند و منتظر باشد تا نوبت رسیدگی به پرونده او در دادگاه انقلاب برسد



 

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در دوشنبه بیستم دی 1389 و ساعت 20:46 |

هاشمی شاهرودی برای جذب تقلید کننده از ایشان شرایط ویژه ای گذاشته است و گفته اند هر کسی از بنده تقلید کند کهریزک نمیبرمش ، میتواند نماز خود را بدون مهر بخواند دو رکوع و 3 سجده از نمازش حذف میشود،اگر بادی از آن خارج شود وضویش مشکلی ندارد،ماه رمضان میتواند 1 روز روزه بگیرد، لب گرفتن از دوست دختر نامحرم برای آن حلال است ، میتواند فیلم لاست را کامل بدون سانسور نگاه کند و نیازی هم به غسل مسلی ندارد، تمامی نمازهای یومیه را شکسته یعنی 2 رکعت میتواند بخواند اگر هم سفر رفت که دیگه نخواند، تمام دوست دختر هایش برای همه کار ها حلال میشود ، میتواند خانم ها هم چند شوهر داشته باشند خلاصه بگویم به مدت 60 روز همه چیز بر شما حلال است و یک سال اشتراک رایگان شامپو گلرنگ و یک ساک ورزشی و یک عدد شرت با رنگ دلخواه داده میشود و دوستانی هم که کسی را جذب کنند و زیر مجموعه اضافه کنند در راس هرم قرار گرفته و سود بیشتری میبرند.پس از امروز بشتابید شرایط ویژه ای در راه است

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 و ساعت 12:45 |
بلر: اسلام افراطي بزرگ ترين تهديد براي جهان است

توني بلر گفت سياست هاي غرب براي مبارزه با اسلامگرايان 'افراطي، مرتجع و بي رحم' طراحي شده

توني بلر، نخست وزير پيشين بريتانيا مي گويد اسلام افراطي بزرگ ترين خطري است كه جهان با آن مواجه است.

آقاي بلر در مصاحبه با سرويس جهاني بي بي سي، اسلام افراطي را مشابه كمونيسم انقلابي خواندو گفت كساني كه اسلام افراطي را ترويج مي كنند معتقدند كه هر چه به نام آرمان آنها صورت مي گيرد موجه است و آنها چنانچه بتوانند از سلاح هاي شيميايي، ميكربي و هسته اي استفاده مي كنند.

توني بلر افزود سياست هاي غرب براي مقابله با 'اسلامگرايان افراطي مرتجع و بي رحم' طراحي شده است.

وي گفت هدف شبكه القاعده در عراق مقابله با اشغال خارجي نيست بلكه هدفش بي ثبات كردن دولت منتخب عراق است.

آقاي بلر اين موضوع را رد كرد كه سياست هاي او در هنگامي كه نخست وزير بوده، حمايت از اسلام افراطي را افزايش داده است.

توني بلر گفت مسائل واقعا مشكلي وجود دارد ولي مشكل افراط گرايي بسيار جدي و عميق است و افراط گرايان بايد بدانند با اراده اي كه از اراده آنان قوي تر است مواجهند.

وي همچنين در باره ايران صحبت كرد و گفت رهبران اين كشور لازم است بدانند كه نمي توانند سلاح هسته اي داشته

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه سیزدهم شهریور 1389 و ساعت 4:13 |
در مسجد

تعدادي از نمازگزاران و طلبه هاي مسجد قبا در حمله روز قدس زخمي شدند

بر اساس گزارش هاي رسيده از شيراز، بيش از صد نفر از نيروهاي بسيجي و لباس شخصي اين شهر، بعد از راهپيمايي روز قدس به مسجد قبا كه امامت آن را آيت الله علي محمد دستغيب به عهده دارد، حمله كردند.

آيت الله علي محمد دستغيب، از مراجع تقليد ساكن شهر شيراز و از روحانيون منتقد حكومت كنوني ايران است كه در يك سال و چند ماه بعد از انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوري خرداد ۱۳۸۸ در سخنراني هاي متعدد خود از معترضان به نتايج انتخابات دفاع كرده است.

به همين دليل در يك سال گذشته نيروهاي بسيجي و لباس شخصي چندين بار به مسجد قبا حمله كرده و در مواردي خساراتي هم به اين مسجد وارد كرده اند.

اما بر اساس گزارش هايي كه روز جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ از شيراز رسيده، حمله هاي اين بار به مسجد قبا شديدتر بوده و خسارت هاي جدي به مسجد وارد شده و تعدادي از نمازگزاران حاضر و طلبه هايي كه در اين مسجد سكونت دارند، شديدا مجروح شده اند.

به گزارش وب سايت هاي نزديك به آيت الله دستغيب، بعد از راهپيمايي روز قدس كه هر سال در آخرين جمعه ماه رمضان در همه شهرهاي ايران برگزار مي شود، حدود ۱۵۰ نفر از نيروهاي لباس شخصي و بسيجي در مقابل مسجد قبا تجمع كردند.

بنا بر گزارش ها شوراي تامين استان فارس از پنجشنبه شب حصارهايي فلزي اطراف مسجد قبا نصب كرده و دليل آن را جلوگيري از حمله احتمالي مخالفان آيت الله دستغيب به مسجد عنوان كرده بود.

اما آن طور كه سايت "حديث سرو"، نزديك به آيت الله دستغيب، گزارش داده، در هنگام تجمع مخالفان نيروهاي شوراي تامين به آنها اجازه داده اند از حصار عبور كرده و به مسجد حمله كنند.

بنا بر گزارش ها بعد از مدتي نيروهاي انتظامي مهاجمان را از مسجد بيرون كرده اند.

در روزهاي پيش از روز قدس هم نيروهاي بسيجي و لباس شخصي چند بار با تجمع در مقابل مسجد قبا شعارهايي عليه آيت الله دستغيب سر دادند و تهديد به حمله به داخل مسجد كردند.

در پي اين تهديدها آيت الله دستغيب در سخنراني پنجشنبه شب خود در مسجد قبا نسبت به حمله به اين مسجد هشدار داد و گفت: "اينجور نيست كه فكر بكنيد براي ما اين كارها ضرري است. هيچ ضرري به ما نيست ... ما هر جا كه باشيم، خدا را مي پرستيم. گذاشتند در اين مسجد نماز بخوانيم، نماز مي خوانيم. نگذاشتند هر جا شد ما نماز خودمان را مي خوانيم ... ما بنا داريم كه ان شاءالله تا آخر عمرمان به همين وضعي كه هست باشيم. گذاشتند كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنيم. نگذاشتند، وقتي كه دهانمان را بستند، وقتي كه دست و پايمان را بستند، خوب ديگر ما پيش خداي تعالي تكليفي نداريم."

آيت الله دستغيب در سخنراني پنجشنبه شب خود همچنين حمله به مسجد و گرفتن آن را باعث "برگشتن" مردم از نيروهاي نظامي دانست و گفت: "چقدر مي خواهيد مردم از شما برگردند؟ مردم كه تنها شما نيستيد. شما ادعا داريد، خيلي هم ادعا داريد، اما مردم غير از شما هم هستند. كساني كه كاسب هستند، كساني كه اداري هستند، كساني كه در دانشگاه ها هستند، مگر همه شهر يك عده نيروهاي سپاه و بسيج است؟ وقتي مردم بشنوند كه مسجد را گرفته ايد، اين واقعا خيلي براي شما بد است، واقعا يك برگه سياهي است براي شما."

ضرب و شتم طلبه هاي مدرسه آيت الله دستغيب توسط لباس شخصي ها

جرس:  هم اكنون در مسجد قباي شيراز بين نيرو هاي لباس شخصي و طلبه هاي آيت الله دستغيب درگيري فيزيكي جريان دارد. 

بعد از راهپبمايي روز قدس در شيراز همانطور كه آيت الله دستغيب پيش بيني كرده بود، عده اي سازماندهي شده به سمت مسجد قبا رفتند.

به گزارش انقلاب سبز، لباس شخصي ها كه گزارش مي شود بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفرهستند داربست هاي اطراف مسجد را شكسته و وارد مسجد شدند و به ضرب و شتم طلبه هاي آيت الله دستغيب پردختند.

  پيش از اين مسئولين مسجد قبا با نيروي انتظامي تماس گرفته و به آنان گفته بودند كه اين چنين برنامه اي تدارك ديده شده است، اما نيروي انتظامي از اعزام نيرو خود داري كرده و تنها به بستن حصاركشي و داربست پرداختند. 

طي چند ماه گذشته اين دومين بار است كه لباس شخصي ها با حمله به مسجد آيت الله دستغيب به طلاب اين مدرسه حمله كرده اند .

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه سیزدهم شهریور 1389 و ساعت 4:11 |
بازداشت جمعي از مسيحيان در مشهد

شبكه خبر مسيحيان فارسي‌زبان" از دستگيري برنامه‌ريزي شده جمعي از مسيحيان ساكن مشهد خبر مي‌دهد. به گزارش اين شبكه خبري، اين دستگيري‌ها توسط نيروهاي امنيتي صورت گرفته و از سرنوشت دو تن از بازداشت‌شدگان خبري در دست نيست.

كليسايي در تهران

۱۵ "نوكيش مسيحي" اهل مشهد كه در روز پنج‌شنبه (۱۷ تير / ۸ ژوييه) براي ديدار با برخي مسيحيان بجنورد، از توابع خراسان، عازم اين شهرستان بوده‌اند، توسط نيروهاي امنيتي اداره كل اطلاعات استان خراسان بازداشت شده‌اند. شبكه خبر مسيحيان فارسي‌زبان همراه با انتشار اين خبر مي‌نويسد كه اين بازداشت‌ها برنامه‌ريزي شده بوده است.

 

اين شبكه خبري با استناد به گفته منابع مطلعي كه نامشان در خبر ذكر نشده، آورده است كه ماموران اطلاعاتي در مورد اين سفر از قبل آگاهي داشته‌اند، بطوري كه وقتي اين افراد سوار اتوبوس شده و حركت كرده‌اند، دقايقي بعد در بين راه با دستور توقف ماموران امنيتي به راننده اتوبوس روبرو مي‌شوند. سپس كليه سرنشينان مسيحي اتوبوس كه از قبل شناسايي شده بودند، بازداشت مي‌شوند.

 

آزادي به شرط امضاي "تعهدنامه"

 

طبق گزارش اين شبكه خبري، همه ۱۵ مسيحي بازداشت‌شده به بازداشتگاه اداره كل اطلاعات خراسان منتقل شده و در آنجا به مدت يك هفته زير فشار بازجويي بوده‌اند. پس از گذشت يك هفته ۱۳ تن از آنان با امضاي تعهدنامه آزاد مي‌شوند. در مورد محتواي تعهدنامه خبري در دست نيست.

 

هنوز دو تن از بازداشت‌شدگان روز ۱۷ تير كه حاضر به امضاي تعهدنامه نشده بودند، آزاد نشده‌اند. نام اين دو تن رضا استيفان (۴۸ ساله) و احسان بهروز (۲۳ ساله) عنوان شده است.

 

احسان بهروز، دانشجو و از اعضاي كليساهاي خانگي مشهد است. رضا استيفان متاهل است و دو فرزند دارد. به گزارش شبكه خبري مسيحيان فارسي‌زبان، گفته مي‌شود كه هر دو نفر هم اكنون در بازداشتگاه اطلاعات مشهد به سر مي‌برند و برايشان در شعبه ۹۰۱ دادگاه انقلاب واقع در خيابان كوه‌سنگي پرونده تشكيل داده شده است، اما خبري از تفهيم اتهام به آنان و انتخاب وكيل برايشان نيست.

 

فعالان حقوق بشر و وكلاي دادگستري بارها در مصاحبه با رسانه‌ها، از جمله دويچه وله، تصديق كرده‌اند كه فشار بر مسيحيان ايراني در طي چند سال اخير افزايش يافته است و بخصوص نومسيحيان زير فشار دستگاه‌هاي اطلاعاتي هستند.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه ششم مرداد 1389 و ساعت 0:17 |

نه"من مسلمان نيستمدردمنـــــدی شـد نصـیب ِ قـوم ِ مـا


یـورش ِ این تـازیان بـر باد داد
شـوکـت و جـاه و جلال ِ کـیقبـاد
...
سـوختنـد آثار ِفــــــرهنگ و ادب
گشـت رایـج در وطـن، جهل ِعـرب

نامـی از فــــرهنگ ِایـرانـی نمـاند
قـرن ها ما را به تن جـانـی نمـاند

فريد خراساني

Mehr anzeigen
 
+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 و ساعت 2:59 |
محمدجواد لاريجاني: اعتراض‌ها به سنگسار تاثيري در نظر قضات ندارد

در پي اعتراض‌ها‌ي گسترده بين‌المللي به صدور حكم سنگسار سكينه محمدي آشتياني، دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه ايران براي نخستين بار  واكنش نشان داد و اظهار داشت اعتراض‌هاي صورت گرفته «هيچ تاثيري در نظر قضات» ندارد.

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه جمهوري اسلامي، در مصاحبه با ايرنا گفت: «هجمه رسانه‌اي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران در هر زمان به بهانه‌اي انجام مي‌شود و در سال‌هاي اخير نيز احكام شرع مقدس اسلام، سوژه اين تهاجمات تبليغي بوده است.»

محمد جواد لاريجاني كه پيش از اين نيز ازمجازات سنگسار دفاع كرده بود با اشاره به حكم سكينه محمدي آشتياني، تصريح كرد: «در مورد اين مجرم بايد گفت كه اولا مجازات رجم در قانون اساسي ما وجود دارد اما قضات محترم دادگاه‌ها در شرايط بسيار محدود اقدام به صدور چنين حكمي مي‌كنند.»

محمد جواد لاريجاني در حالي از وجود اين حكم در قانون اساسي ايران سخن مي‌گويد كه چنين مجاراتي نه در قانون اساسي، بلكه در قانون مجازات اسلامي قيد شده است.

سكينه محمدى آشتيانى، كه از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر مي‌برد متهم به زناي محصنه است؛ وي پيش از اين براي اين اتهام ۹۹ ضربه شلاق خورده بود اما بار ديگر با باز شدن پرونده قتل همسرش، كه وي از آن تبرئه شد، پرونده ديگرش دوباره به جريان افتاد و درحالي كه پيشتر متحمل مجازات شده بود، اين بار به سنگسار محكوم شد.

با بالا گرفتن ا حتمال سنگسار اين زن،  رسانه‌هاي خبري جهان پوشش گسترده‌اي درباره اين حكم و مجازات سنگسار در ايران داده‌اند.

درهمين حال بريتانيا اين حكم را «قرون وسطايي» خوانده، ايالات متحده سنگسار را مجازاتي «برابرانه» توصيف كرده، فرانسه خواهان لغو اين حكم شده و اتحاديه اروپا نيز در اين باره به شدت ابراز نگراني كرده است.

محمد جواد لاريجاني پيش از اين نيز  از مجازات سنگسار يا رجم در دستگاه قضايي ايران دفاع كرده و تصريح كرده بود كه سنگسار نه «شكنجه» محسوب مي‌شود و نه مجازات «غيرمتناسب».

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه جمهوري اسلامي، همچنين بارها گفته است كه دستگاه قضايي ايران معيار اسلامي خود را دارد و نمي‌تواند خود را با نظام ليبرال دموكراسي غربي تطبيق دهد.

در نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل هجدهم خرداد ماه امسال در ژنو، كه  محمد جواد لاريجاني در آن شركت داشت نمايندگان پنجاه و شش با صدور بيانيه‌اي در سركوب خشونت آميز مخالفان، بازداشت ‌ها و اعدام‌هايي كه «بدون طي مراحل قانوني» صورت گرفته، «تبعيض» عليه زنان و اقليت‌ها محدود كردن آزادي بيان و مذهب" را محكوم كردند.

محمد جواد لاريجاني در بهمن ماه سال گذشته نيز نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو گفته بود كه ايران حقوق بشر را به طور كامل رعايت مي‌كند؛ با اين حال ايران اين سال به ناظران سازمان ملل اجازه نداد كه براي بررسي وضع حقوق بشر به ايران سفر كنند.

وي با اين حال در اين نشست گفته بود «ايران يك كشور داراى دموكراسى باز است كه در آن عدالت و حق آزادى بيان تضمين شده است.»

محمد جواد لاريجاني در ادامه مصاحبه خود كه روز جمعه با خبرگزاري ايرنا انجام داده، با رد هرگونه «نقطه مبهمي» در روند دادرسي سكينه محمدي آشتياني، اظهار داشت: «به هر صورت پرونده ايشان داستان طولاني را طي كرده به طوري كه در ابتدا به ۹۰ضربه شلاق و سپس در دادگاه ديگري به رجم محكوم شده است و بازنگري و تجديد نظر در رابطه با اين حكم تحت بررسي است.»

وي در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ايرنا كه «چرا هجمه رسانه‌هاي غربي در اين رابطه بسيار زياد بوده است،» گفت: هجمه‌اي كه غرب در اين رابطه به راه انداخته، هيچ تاثيري در نظر قضات ما ندارد. اجراي احكام شرع مقدس اسلام مثل رجم، حجاب و ارث همواره با تخاصم وقيحانه آنها روبرو بوده و اساسا هر مساله اي كه بوي احكام شرعي داشته باشد با مخالفت آنها روبرو مي‌شود.»

محمد جواد لاريجاني پس از سنگسار يك مرد در اطراف قزوين در سال ۱۳۸۶ گفته بود «برخي فكر ميكنند چون غربي‌ها راجع به سنگسار به ما فحش مي‌دهند، ما خجالت مي‌كشيم كه احكام را اجرا كنيم.»

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه نوزدهم تیر 1389 و ساعت 12:5 |
ادامه سرکوب جامعه بهاییان جمهوری اسلامی همچنان به سرکوب بی وقفه خود علیه جامعه بهایی ادامه می دهد؛ جامعه ای که حتی فرزندان آنان مورد بدرفتاری سیستماتیک از سوی وزارت آموزش و پرورش قرار دارند. وضعیت این گروه اقلیت دینی و همچنین کسانی که برای آزادی مبارزه می کنند، پس از رویدادهای انتخابات ژوئن به شدت وخیم شده است. از تخریب گورستان های بهایی، به آتش کشیدن منازل و اماکن مقدس آنان گرفته تا محرومیت از شغل و ممنوعیت تحصیلات عالیه، اخیراً دستگیری اعضای این جامعه و تعیین وثیقه های سنگین نیز بیش از گذشته دیده می شود. این درحالی است که حتی زندانیان غیربهایی که دارای وجدان بیدار هستند نیز از تعیین وثیقه سنگین در امان نیستند. به خوبی مشخص است که دگراندیشی و اعتقادات مردم مورد نظر حکومت است و نه چیز دیگر: علی رغم سنگین بودن اتهامات، اگر یکی از رهبران بهایی به مذهب شیعه بگرود، تمامی اتهامات، اعم از سیاسی، در یک لحظه پاک می شود. کاهش افراد جامعه بهایی "تا حد بقا" مجلس ایران بودجه ویژه ای را برای شعار ضدبهایی خود به تصویب رسانده: چاپ مقاله های توهین آمیز در مطبوعات رسمی، خدشه دار کردن تصویر بهاییان در کتاب ها، پخش سریال "سال های انقلاب مشروطه" در تلویزیون و نادیده انگاشتن نقش بهاییان و در نهایت بازنویسی تاریخ و تحریف در آن. بهاییان در این برهه تاریخی در کنار دیگر جوامع نقش برجسته ای ایفا کردند: فراماسون ها، یهودیان و زرتشتیان. ولی از دید حکومت جمهوری اسلامی، این افراد همگی حیله گر، خائن، توطئه گر و همگی در خدمت اجنبی اند. در نگاه اول، چنین رویکردی عجیب به نظر می رسد. چطور ممکن است حکومتی پرقدرت که موشک و اورانیوم غنی شده تولید می کند و سه دهه است از سرشاخ شدن با اتحادیه اروپا، ایالات متحده و سازمان ملل ابایی ندارد، نسبت به یک اقلیت مذهبی صلح طلب که کمتر از یک درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد این چنین نگران ظاهر می شود و آن را مورد انواع سرکوب ها قرار می دهد؟ پس از سه دهه حذف فیزیکی نخبگان بهایی، ازجمله ازطریق اعدام های غیرقضایی، دولت دین سالار جمهوری اسلامی اکنون طرح ایجاد فشار مالی را برای این جامعه ریخته است. این مشابه همان طرحی است که شاه آقامحمد خان قاجار در قرن هجدهم به افراد جامعه بهایی روا می داشت و از اصل "کاهش تا حد بقا" استفاده می کرد. دو قرن پس از آن، اکنون این آیت الله خامنه ای است که خواب همان تقدیر را برای بهاییان دیده است. او در سال ۱۹۹۳ به طور مخفی یادداشتی غیررسمی را به امضاء رساند و در سال ۲۰۰۱ آن را به شکل یک حکم تعقیب واقعی تأیید نمود. در شرایطی که یک فضای تنش آمیز سیاسی بر کشور حاکم است، حکومت با نگرانی عمل می کند و بار دیگر در تلاش است تا بهاییان را بیشتر به حاشیه بکشاند. این یک اقدام کلاسیک است؛ سنتی که در اواسط قرن نوزدهم برقرار شد: دولت و روحانیت مشکلات اصلی خود را با مایه گذاشتن از بهاییان حل و فصل می کنند و این همان کاری است که روحانیت شیعه سلطه طلب قرن هاست با بهره گرفتن از دیگر اقلیت ها، به ویژه مذهبی، به انجام رسانده. البته اقلیت ها در طول تاریخ همواره مورد بی عدالتی قرار گرفته اند: دیوکلتیانوس، امپراطور خودکامه روم علیه مسیحیان و پادشاهان کاتولیک؛ دوره "تفتیش عقاید" در قرون وسطی که طی آن یهودیان و مسلمانان بسیار آزار دیدند [ارتداد، شرک، جادوگری، شکنجه، اعدام]؛ لوئی چهاردهم علیه پروتستان های فرانسوی و... و همیشه همان اتهامات همیشگی: انحراف جنسی، اختلاس مالی، خیانت و تسلیم خود به یک قدرت اجنبی و البته توهین به مقدسات و دین. هفت رهبر بهایی، دو زن و پنج مرد، اکنون در زندان اند. آنان به تازگی سومین سال زندانی خود را در بند ۲۰۹ زندان اوین که یک بند زیرزمینی است آغاز کردند [وجود این بند در سال ۲۰۰۳ توسط هیأتی از سازمان ملل به رهبری لویی ژوانه، قانونگذار فرانسوی، افشا شد]. اطلاعات بسیار کمی از شرایط این زندانیان به بیرون درز کرده است. فقط می دانیم که دو زن پس از ماه ها انفرادی اکنون با یکدیگر در سلولی بسر می برند و پنج مرد نیز در سلول کوچکی که حرکت به سختی در آن امکان پدیر است زندانی اند. می دانیم که آنان روی بتون می خوابند و تنها هفته ای دو ساعت می توانند نور آفتاب را ببینند. دادگاه این هفت نفر [اگر بتوان شیوه استالینی آن را دادگاه نامید] همچنان به تعویق می افتد و در صورت برگزاری، پشت درهای بسته و در حضور دوربین های صدا و سیما، بازجویان و مأموران وزارت اطلاعات انجام می شود. هدف از این اقدامات مجبور کردن این زندانیان به انجام اقرارهای ساختگی در برابر دوربین و پخش آن از "رسانه ملی" است. آنان در سومین جلسه دادگاه در تاریخ ۱۲ آوریل، در حضور وکیل خود، از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر و از همکاران خانم شیرین عبادی، تمامی اتهامات وارده را تکذیب کردند و از پاسخ به قاضی پرونده که جلسه را علنی اعلام کرده بود، ولی هیچ یک از اعضای خانواده و ناظران امر در آن حضور نداشتند خودداری ورزیدند. مقاومت در برابر محدودیت ها و سرکوب ها این افراد به "جاسوسی"، "تبلیغ علیه نظام اسلامی"، "تأسیس انجمن غیرقانونی"، "همکاری با اسراییل"، "انتقال مدارک محرمانه به خارج از کشور"، "اقدام علیه امنیت کشور" و "افساد فی الارض" متهم شده اند. هر یک از این اتهامات به تنهایی می تواند در نظام جمهوری اسلامی به مجازات مرگ منتهی شود! آنان که کوچکترین فعالیت سیاسی نداشته اند، سال ها بود در ادارات و دستگاه های دولتی جمهوری اسلامی به منظور انجام امور اداری جامعه خود رفت و آمد می کردند و از سوی مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی تحت شدیدترین نظارت های شبانه روزی قرار داشتند. در نهایت نیز به بدترین جرائم علیه اسلام و دولت متهم شده اند. مایلیم بدانیم این افراد در چه زمانی توانسته اند از چشم تیزبین سرویس های اطلاعاتی جمهوری اسلامی دور بمانند و واریته جرم ها را مرتکب شوند؟ تنها حکومت جمهوری اسلامی می تواند بگوید این افراد بنا به چه دلایل موهومی که تنها خود حکومت می داند، بازداشت شده اند و مورد رفتاری قرار می گیرند؛ بدون محاکمه و بدون قضاوت عادلانه.
+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در دوشنبه دهم خرداد 1389 و ساعت 11:18 |
عجب دینی! ..... در این دین آسمانی دست بزهکار
باید قطع بشه..... که چی‌ بشه؟؟؟؟؟ که طرف معلول بشه ؟؟؟؟ که دیگه
اصلا نتونه کار کنه؟ که این بار بخاطر سیر کردن شکم خانوادش، زن و
دخترش رو مجبور به تن فروشی کنه؟ عجب دینی که بجای تربیت انسان سبب
اشاعه فساد میشه!ه

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در دوشنبه سوم خرداد 1389 و ساعت 3:46 |

«هر هفته یک مسیحی در ایران دستگیر می‌شود»

 

به گفته یکی از کشیشان پروتستان ایرانی، طی حدود هشت ماه اخیر هر هفته یک مسیحی در ایران دستگیر شده است. طی روزهای گذشته نیز خبر دستگیری دو مسیحی منتشر شده که یکی از آنان از رهبران "کلیسای ایران" است.

 

یکی از کشیشان فعال استان تهران، کشیش بهنام ایرانی، در روز چهارشنبه ۲۵ فروردین ماه دستگیر شده است. بهنام ایرانی از رهبران "کلیسای ایران"، یکی از مهمترین شاخه‌های کلیسای پروتستان در ایران، است. به گزارش "شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان"، نیروهای لباس شخصی جمهوری اسلامی وی را هنگامی  دستگیر کرده‌اند که با ده نفر از جوانان مسیحی ساکن کرج جلسه‌ای عبادی در کلیسایی خانگی داشته است. طبق همین گزارش، ماموران اطلاعاتی که مسلح به سلاح گرم بوده‌اند، همراه با تهدید حاضران در جلسه کشیش بهنام ایرانی را کتک زده‌‌اند و سپس او را به جایی نامعلوم انتقال داده‌اند.

 

"شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان" می‌نویسد که ماموران اطلاعاتی از جوانان حاضر در جلسه در همان مکان بازجویی کرده‌اند و از تمامی افراد خواسته‌اند به پرسشهایی درباره مسیحی شدن خود و اینکه چه کسی آنان را تعمید داده است پاسخ دهند. همچنین حاضران را تهدید کرده و از آنان خواسته‌اند طی روزهای آینده به اداره اطلاعات کرج مراجعه کنند.

 

طبق گزارش یاد شده، ماموران امنیتی همچنین به منزل مسکونی بهنام ایرانی در کرج رفته و در حالی که کسی در منزل نبوده، اقدام به شکستن در و قفل خانه و تفتیش و بازرسی و تخریب برخی لوازم آن کرده و بعضی لوازم شخصی کشیش را با خود برده‌اند. خانواده ایرانی با وجود مراجعه مکرر به اداره اطلاعات کرج، نتوانسته‌خبری در مورد محل حبس و اتهام این کشیش مسیحی بدست آورد.

 

بهنام ایرانی در سال ۱۳۸۴ نیز بخاطر فعالیت خود به عنوان کشیش مسیحی از سوی ماموران امنیتی دستگیرشد و به مدت یک ماه در بازداشت به سر برد و سپس با ۵ سال حکم تعزیری از سوی دادگاه انقلاب از زندان آزاد شد. این در حالی است که به گفته کشیش فیروز خانجانی، از کشیشان "کلیسای ایران" در ترکیه، "کلیسای ایران" به شکل زیرزمینی کار نکرده و مثل سایر کلیساها گزارش فعالیت‌ها و فهرست اعضایش را به دولت می‌داده است و بنابراین بهنام ایرانی به عنوان عضو شورای مرکزی "کلیسای ایران" فردی شناخته شده بوده که حتی در جلسات متعدد با دولت برای عرضه گزارش فعالیت‌های کلیسای خود شرکت داشته است.

 

دستگیری یک مسیحی ایرانی در هفته

 

 فیروز خانجانی در مصاحبه با دویچه وله در مورد فشار بر مسیحیان در ایران گفت که این فشارها همواره در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته،‌اما پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تشدید شده است. وی گفت: «مسیحیان ایرانی به شکل خاصی زیر فشار هستند.  البته تا آنجا که دوستان اطلاع دادند، قرار بود بعد از انتخابات احمدی‌نژاد یک سری از فشارها شروع شود که بخاطر وضعیت ایران به تاخیر افتاد. ولی در نهایت تصمیم گرفتند که بهترین وقت برای فشار آوردن روی مسیحیان الان است، چون بیشتر توجه افراد به سمت ناآرامی‌های ایران است. یعنی فکر می کنند در این وضعیت سرکوب مسیحیان به شکلی از انظار مخفی می‌شود. می‌شود گفت که الان هر هفته ما خبر دستگیری یک مسیحی را داریم.»

 

افزایش فرار مسیحیان از ایران

 

و لزوما همه اخبار مربوط به دستگیری مسیحیان آشکار نمی‌شود، همه اخبار مربوط به فزونی یافتن تهدیدها و حمله به کلیساهای خانگی نیز. تهدیدهای روزافزون موجب فرار شمار زیادی از ایرانیانی از خاک وطنشان شده که به مسیحیت گرویده‌اند و هم اکنون به عنوان پناهجو در کشورهایی چون ترکیه،‌پاکستان، ارمنستان، هند و قبرس به سر می‌برند.

 

کشیش فیروز خانجانی ضمن اشاره به دستگیری یکی دیگر از مسیحیان به نام امین پیشکار در رشت و نیز در حبس بودن کشیش یوسف ندرخانی، ناظر کلیسای گیلان، از هشت ماه پیش تاکنون، معتقد است که وضعیت همه مسیحیان در ایران بسیار بدتر از آن است که معمولا تصور می‌شود. وی اشاره می کند به اینکه مسیحیان را از حقوق اجتماعی و سیاسی‌شان محروم کرده‌اند و این وضع اخیرا شدت پیدا کرده است: «در گذشته مسیحیان از بسیاری از حقوق و فعالیت‌های اجتماعی محروم بودند. اجازه ورود به خیلی از بازارها را نداشتند. ولی الان می‌شود گفت که هر هفته و هر روز مورد تهدید قرار می‌گیرند. ابتدایی‌ترین مسئله که در حقوق بشر هم آمده این است که هر کس حق دارد، دین خود را آزادانه ابراز کند. اما ما می ‌بینیم که در ایران این حق نادیده گرفته می‌شود.»

 

«حکومت ایران اقلیت‌ناپذیر است»

 

فیروز خانجانی می‌گوید که پروتستانهای ایران زیر فشار حکومت هستند، اما تنها آنها نیستند که با تهدید مواجه‌اند: «دولت ایران سعی می کند به هر شکل شده، اقلیت‌ها را سرکوب کند. الان مثلا سرکوب کلیسای پروتستان را شروع کرده، که حق خود می‌داند عقاید خود را ابراز کند، ولی ما خبر داریم که کلیساهای مسیحیان ارمنی و آشوری هم فشار زیادی را تحمل می کنند، که ممکن است بخاطر فشارهای نمایندگان‌شان حاضر نباشند صحبت کنند و کمی محافظه‌کارترند. مثلا در شهر رشت کلیسای ارتدوکس که در نقشه‌های قدیمی وجود دارد، ویران شده است. در شهرهای دیگر ایران هم این اتفاق دارد رخ می‌دهد.»

 

فعالان حقوق بشر در گزارشهای خود بارها نشان داده‌اند که همه اقلیت‌های دینی غیرشیعه اثنی عشری در ایران مورد تبعیض و تهدید واقع می‌شوند.

 

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه یکم خرداد 1389 و ساعت 18:36 |

آیا این اسلام است؟

muslimah

در یک کنفرانس که در بروکسل برگزار شد، یکی از جوانانی که خواستار دفاع از حقوق بشر بود و بتازگی از ایران بیرون آمده بود، در مقابل یکی از سخنرانانی که گفته بود " حکومت ایران مصداق اسلام نیست، بلکه از دین سوء استفاده می کند" با خشم و عصبانیت گفت " اسلام همین است، قرآن همین است، خشونت و آدمکشی در ذات اسلام است." لحظه ای بعد، یکی از ایرانیان سابقا چپ به آن جوان گفت: " چطور شما از اجرای کامل حقوق بشر طرفداری می کنید اما به حق انتخاب عقیده بیش از یک میلیارد نفر از مردم اهانت می کنید؟" من نیز به آن جوان گفتم " من هم مثل تو دل خوشی از حکومت اسلامی ندارم، ولی حتی اگر همین که تو می گوئی هم بود، هرگز آن را به زبان نمی آوردم.

اگر واقعا اسلام که بیش از یک میلیارد پیرو دارد که بقول تو اکثر آنان خشونت گرا هستند، همین باشد که تو می گوئی، حداقل بخاطر اینکه ما در معرض خطر نگیریم، از اینجا برو بیرون. چون احتمالا بخاطر همین توهین تو بزودی اینجا را منفجر می کنند." مردی میانسال که در کنار آن جوان نشسته بود و به نظر می رسید می داند که هر مسجدی برای هر کاری مناسب نیست، بسرعت میانداری کرد و گفت " منظور ایشان اسلام نبود، منظورشان حکومت جمهوری اسلامی بود." آن جوان نیز بسرعت گفت " منظورم حکومت دیکتاتور بود." لحظه ای گذشت و فضا آرام گرفت.

 

چند روزی قبل میرحسین موسوی در سخنانش با انتقاد از رفتارهای حکومت گفت " این اسلام نیست" منظور میرحسین موسوی این بود که حکومتی که دیکتاتورمنشانه مردم را می کشد و آزادی آنان را سلب می کند و زندگی را بر آنان تلخ و دشوار کرده است، اسلامی نیست. از نگاه موسوی و بسیاری از مردم و گروههایی که با حکومت استبداد دینی مبارزه می کنند، دین خدا مجوز مرگ و کشتار و بی رحمی به حکومت نداده است. و اگر چنین وجهی در حکومت وجود دارد، همانا بخاطر ماهیت استبدادی آن است. این استبداد می تواند در یک حکومت مسیحی یا یهودی یا مارکسیستی یا فاشیستی یا هر حکومت ایدئولوژیک دیگری هم باشد. این سخن موسوی برخی مخالفت ها را برانگیخت. مخالفانی که معتقد بودند " خشونت و دیکتاتوری در ذات اسلام است." آیا چنین است؟ و اگر چنین باشد به نفع مردم است که دینداران را بسوی خشونت سوق دهند یا آنان را متوجه وجوه دیگر دین کنند؟

 

سالها قبل ولتر گفته بود برای اداره یک روستا حتی اگر دینی هم وجود نداشت، باید دینی آفرید. ولتر در زمانی این سخن را می گفت که هنوز اروپا از حکومت کلیسا و قتل عام دگراندیشان توسط کلیسا فاصله نگرفته بود. پس از آن بود که حکومت های ایدئولوژیک مانند حکومت شوروی آمدند و چنان قتل عامی به راه انداختند که روی کلیسا را سفید کرد. پس از استالین بسیاری چپ ها گفتند که دیکتاتوری پرولتاریا و قتل عام دگراندیشان در ذات مارکسیسم نبوده و " هر عیب که هست از کمونیسم روسی است." هیتلر نیز دست کمی از استالین و کلیسا نداشت، او به شکلی سازمان یافته بزرگترین قتل عام بشری را با زشت ترین شکل انجام داد و میلیونها یهودی و روشنفکر و غیر آریایی را کشت. هیتلر نیز نشان داد که بیرحمی و آدمکشی اختصاص به یک نژاد خاص ندارد، بلکه کسانی که به عنوان متمدن ترین انسانهای روی زمین شناخته می شوند، می توانند چنان بیرحم شوند که نمونه ای بدتر از آنان در تاریخ باقی نماند.

 

نگاهی به واقعیت های سیاسی قرن گذشته ایران نشان می دهد که تقریبا اکثر کسانی که توسط حکومت ها کشته شده اند، یا ماهیت دینی داشته اند، یا ادعای دین داشته اند، حتی بهائیان نیز که توسط بسیاری از حکومت ها قربانی اعتقادات شان شده اند، مدعی اند که پاک دین ترین مردمانند. فراموش نکنیم که مجاهدین خلق هم، علیرغم اینکه آنها را خشونت طلب و بی رحم و دشمن آزادی می دانیم، خود را تنها مصداق بارز اسلام می دانند. در حال حاضر نیز بزرگترین مخالفان حکومت، کسانی هستند که به دین و آزادی و دموکراسی اعتقاد دارند و معتقدند که در حقیقت مشارکت و مجاهدین انقلاب هستند که مصداق درستی از دین هستند. شاید نظریه دکتر علی شریعتی در مورد جدال "مذهب علیه مذهب" یکی از وجوه مبارزه ای است که در حال حاضر جریان دارد. گروهی که خود را دیندار می دانند و دیگری را دینداری مستبد می شمارند، با کسانی می جنگند که خود را تنها نمایندگان واقعی خدا بر روی زمین محسوب می کنند.

 

اما من نمی خواهم از هیچ کدام از نظریاتی که به حقیقت مایلند جانبداری کنم. فرقی نمی کند که خامنه ای و طرفدارانش مومنانی باشند که نماز شب می خوانند و هیچ گناهی نکرده اند. در گناه آنان همین بس که زندگی را بر ملتی حرام کرده اند. چندان هم برایم مهم نیست که سبزها مردمانی مسلمان هستند یا نه، همین که آنان ادعای آزادی و تامین حقوق انسانی برای مردم می کنند، و برای مبارزه با استبداد دینی می جنگند و خواستار آزادی و دموکراسی هستند برایم کافی است. اگر کسی دیندار باشد، و کاری به اعتقاد دیگران نداشته باشد، برای من فرقی نمی کند که به نماز ایستاده باشد، یا به شراب نشسته باشد. می خواهم بگویم وقتی ما می گوئیم اسلام در ذات خود خشن است و مسلمانان ذاتا مهاجمند، آنان را در موقعیت مهاجم می نشانیم. به نفع انسان نیست که یک میلیارد مردمی را که رو به رشد هستند، وحشی و بربر و مهاجم و ضد تمدن بداند.

 

دین اسلام دینی در حال رشد و توسعه است. ندانستن این واقعیت ما را با چشمانی بسته در میدان مینی رها می کند که بی تردید احتمال هر خطری برای ما خواهد رفت. تفکر آشتی دین اسلام و دموکراسی تنها راهی است که پیش پای جهان قرار دارد، اگر جملات ژنرال مشرف را فراموش نکرده باشیم که پس از ترور بی نظیر بوتو گفته بود " من در کشوری زندگی می کنم که حداقل ششصد هزار نفر در آن آماده عملیات انتحاری هستند." در چنین دنیایی گفتن این که اسلام دین خشونت است، جز یک دیوانگی چیزی نیست.

 

مهم ترین خواننده موسیقی پاپ دهه هفتاد، مردی یونانی سوئدی انگلیسی به نام " کت استیونس" بود. وقتی صدای کت استیونس شنیده می شد میلیونها جوان عاشقانه ترانه هایش را زیر لب تکرار می کردند. کت استیونس همزمان با انقلاب اسلامی شهرت خود را کنار گذاشت و نام یوسف اسلام را انتخاب کرد. او مدتها آواز نخواند و وقتی به صحنه بازگشت ترانه هایی درباره برادری و دوستی اسلامی خواند. یوسف اسلام زندگی دینی را انتخاب کرد، چون دلش آرامش را می خواست، او به آنچه می خواست رسید. او بارها اعلام کرد از اسلام انقلابی بخصوص وضعی که در ایران است، دل خوشی ندارد. یوسف اسلام نمونه بسیاری از مسلمانان جهان است. مسلمانانی که می خواهند مسلمان باشند، و در دنیای متمدن زندگی کنند.

 

زمانی به شریعتی اعتقاد داشتم، زمانی هم با دین قهر کردم. امروز به جهان به گونه ای دیگر نگاه می کنم. نمی توانم فراموش کنم که انسانی ایرانی هستم که بخش وسیعی از هموطنانم مسلمانند، اما از دیکتاتوری بیزارند. مسلمانان ایرانی تا پیش از انقلاب سالها در کنار زندگی مدرن زندگی کردند. نه دین خود را رها کردند و نه دین را وسیله استبداد کردند. انقلابیگری در ذات اسلام نبود، همانطور که دیکتاتوری پرولتاریا هم در ذات سوسیالیسم نبود و همانطور که مسیحیت هم الزاما به تفتیش عقاید ختم نمی شود.

 

سالها قبل عمه ام که هوادار فرقه دموکرات آذربایجان بود، در جریان حمله نیروهای قوام السلطنه ایران را ترک کرد، در باکو ماند و تبدیل به یکی از شهروندان شوروی شد. پنجاه سال بعد، وقتی نوه هایش به ایران آمده بود، انگار که به پاریس رفته باشی، مهم ترین سوغاتی که می خریدند جورابهایی بود که پاشنه داشتند. او از دیدن ترموستات در سماور شگفت زده شده بود و ما هر چه می خواستیم به او اثبات کنیم ایران بعد از انقلاب دچار عقب ماندگی شده است، می گفت " شما نمی دانید عقب ماندگی چیست." نام نوه عمه ای که از ایران دوره پهلوی به شوروی پناهنده شده بود، اسلام بود. پسری هجده ساله که عاشق ایران بود.

نظر جدید

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:24 |
دیگر باز داشت شد.ه
www.rhairan.biz
خبرگزاری رهانا | خبرگزاری حقوق بشر ایران

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:14 |
تولد اتفاقی است که انسان را به عالم هستی پرتاب می‌کند و اوست که باید تلاش کند به زندگی‌اش معنا دهد

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 و ساعت 1:50 |

Iran: Muslime werden nach Jesus-Träumen Christen

Iranische Christen

Bonn/Teheran (idea) – In der iranischen Hauptstadt Teheran sind in den letzten Monaten einige Tausend Muslime Christen geworden. Sie versammeln sich illegal in Hauskirchengemeinden.

„Jesus Christus begegnet ihnen im Traum“, hätten ihr Freunde im Iran mitgeteilt. Dadurch kämen Drogenabhängige von ihrer Sucht frei, und Kranke würden überraschend gesund. Immer mehr dieser jungen Christen fassten sich ein Herz und berichteten auch öffentlich von ihren Erfahrungen. Frau Mousapour schätzt, dass allein in Teheran mehr als 100.000 solcher Christen leben.

Weiterlesen:

http://www.idea.de/nachrichten/detailartikel/artikel/iran-muslime-werden-nach-jesus-traeumen-christen.html

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در یکشنبه هشتم فروردین 1389 و ساعت 14:18 |

 سال نو  

فرارسیدن سال نو را به خوانندگان و همکاران خود شادباش می گوید و برای مردم ایران س

استبداد را آرزو می کند

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه چهارم فروردین 1389 و ساعت 22:13 |

Christenverfolgung im Islam. Beispiel: Iran

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 و ساعت 14:14 |

Am internationalen Tag der politischen Gefangenen wollen wir uns mit
staatlicher Repression und Widerstand in der islamischen Republik Iran beschäftigen. Nader Sadeh, ein iranischer Genosse im Exil, wird über die Erfahrungen der iranischen Linken mit Folter und Gefangenschaft unter dem Schah und später unter den Mullahs erzählen und auf die aktuelle Situation in und ausserhalb der Knäste eingehen.

Der Historiker Dr.Nick Brauns wird einen Blick auf die kurdische Befreiungsbewegung im Iran werfen. Immer öfter kommt es in den kurdischen Gebieten des Irans zu Gefechten zwischen Guerillaeinheiten und den iranischen Revolutionsgarden. Erst im Januar wurde ein iranischer Staatsanwalt der für mehrere Todesurteile gegen kurdische Aktivist_innen veranwortlich war, von der Guerilla erschossen.

18.März | 20 Uhr | Stadtteilladen „Zielona Gora“ | Grünberger Str. 73

Eine Veranstaltung der Antifaschistischen Revolutionären Aktion Berlin (ARAB) und des Kurdistan Solidaritätskomitees Berlin

www.arab.antifa.de
www.kurdistan.blogsport.de

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 و ساعت 14:12 |

Iran: Christen verhaftet und gefoltert

Für Religionswechsel drohen im Iran harte Strafen.

Für Religionswechsel drohen im Iran harte Strafen.

Isfahan (idea) – Im Iran werden Christen wegen ihres Glaubens verhaftet und im Gefängnis gefoltert. Nach Informationen der Internationalen Gesellschaft für Menschenrechte (IGFM) in Frankfurt am Main nahmen Geheimdienstmitarbeiter am 28. Februar in Isfahan Pastor Hamid Shafiee und seine Frau Reyhaneh Aghajari fest. Die Behörden verweigerten Informationen darüber, wo und warum sie gefangen gehalten würden.

Beide seien vor etwa 15 Jahren vom Islam zum Christentum übergetreten und seither mehrfach schikaniert worden. In der Islamischen Republik Iran ist Muslimen der Religionswechsel verboten. Männer, die sich vom Islam abwenden, können hingerichtet und Frauen zu lebenslanger Haft verurteilt werden. Ferner würden sie täglich zu den fünf islamischen Gebetszeiten ausgepeitscht. Shafiee leitete eine Hausgemeinde ehemaliger Muslime. Bei der Durchsuchung seines Hauses beschlagnahmten die Beamten Bücher, Mobiltelefone, CDs, Bibeln und Wandbilder. Die Ehefrau des Pastors sei verprügelt worden. Ein anderer evangelischer Geistlicher muss offenbar im Gefängnis Folter erleiden. Am 2. Februar war in Isfahan der Pastor der Assyrisch-Evangelischen Gemeinde Kermanshah, Wilson Issavi, festgenommen worden. Seine Ehefrau, Madeleine Nazanin, berichtete nach einem Besuch im Gefängnis, dass am Körper ihres Mannes Foltermale zu sehen seien. Ihm wird vorgeworfen, Muslime bekehrt und getauft zu haben. Dafür erwarteten ihn „Prozess und Hinrichtung“, erklärten Geheimdienstmitarbeiter gegenüber der Ehefrau. Von den mehr als 70 Millionen Einwohnern Irans sind etwa 99 Prozent Muslime. Die Zahl der Personen, die zum christlichen Glauben übergetreten sind, wird auf bis zu 250.000 geschätzt. Ferner gibt es bis zu 150.000 meist orthodoxe armenische und assyrische Christen.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 و ساعت 14:10 |

Iran: Lage der Christen im Iran spitzt sich zu

(Isfahan/ Frankfurt) Pastor Hamid Shafiee und seine Frau Reyhaneh Aghajari sind am 28. Februar in Isfahan von Geheimdienstmitarbeitern festgenommen worden. Die Internationale Gesellschaft für Menschenrechte (IGFM) berichtet weiter, daß die Behörden Informationen darüber, warum und wo das Ehepaar gefangen gehalten wird, verweigern.

Pastor Shafiee und seine Frau sind vor etwa 15 Jahren vom Islam zum Christentum übergetreten und bereits mehrfach von den Behörden schikaniert worden. Nach Angaben der IGFM können nach dem in der Islamischen Republik Iran geltenden Recht Männer, die vom Islam abfallen, hingerichtet werden. Frauen droht zwar im Iran dafür nicht die Todesstrafe, sie können aber zu lebenslanger Haft verurteilt und täglich zu den fünf islamischen Gebetszeiten ausgepeitscht werden. Pastor Shafiee leitete eine örtliche Hausgemeinde ehemaliger Muslime. Bei der Durchsuchung seines Hauses beschlagnahmten die Geheimdienstbeamten Bücher, Mobiltelefone, CDs, mehrere Bibeln in Farsi aber auch anderes persönliches Eigentum des Ehepaares, wie gerahmte Wandbilder. Die Ehefrau des Pastors wurde bei der Verhaftung von den Beamten mißhandelt und verprügelt.

Bereits am 2. Februar war in Isfahan der Pastor der Assyrisch-Evangelischen Gemeinde Kermanshah, Wilson Issavi, verhaftet worden und galt danach tagelang als „verschwunden“. Die Ehefrau Issavis, Madeleine Nazanin, berichtete jetzt, daß ihr Mann in der Haft gefoltert wurde und sich in einem beklagenswerten Zustand befände. Nach Angaben eines Beamten wird Pastor Issavi in Isfahan gefangen gehalten. Ihm wird vorgeworfen, Muslime bekehrt und getauft zu haben. Ihn erwarten „Prozeß und Hinrichtung“.

Von den rund 70 Millionen Einwohnern des Iran gehören heute noch ca. 100-250.000 den traditionellen christlichen Minderheiten an. Nach Angaben der IGFM ist die Zahl ehemaliger Muslime, die vom Islam zu Christentum übergetreten sind und einzeln oder in Untergrundgemeinden im Iran leben, unbekannt. Sie wird aber ebenfalls auf mehrere Tausend geschätzt.

Seit der islamischen Revolution im Jahr 1979 bis heute wurden und werden zum Christentum übergetretene ehemalige Muslime ohne Angabe von Gründen verhaftet, ohne Kontakt zur Außenwelt in Haft gehalten, mißhandelt und gefoltert. Viele Apostaten wurden und werden von Angehörigen staatlicher Organisationen, wie den Basij und den „Wächtern der Islamischen Revolution“ (Pasdaran) eingeschüchtert, angegriffen und mißhandelt, mehrere gelten nach Verhaftung als „verschwunden“, so die IGFM.

In der Islamischen Republik Iran werden neben dem Islam nur Christen, Juden und Zoroastrier als Religionsgemeinschaften offiziell anerkannt, wenn auch mit stark eingeschränkten Rechten in verschiedenen Rechtsbereichen. Dazu gehört eine Reihe von Einschränkungen bei der Religionsausübung. Auch wurden in den vergangenen Jahren mehrere Kirchen geschlossen oder in der Ausübung der Gottesdienste stark eingeschränkt.

Alle anderen Religionen sowie Religionslosigkeit sind de facto verboten. Besonders stark verfolgt wird die rund 150-300.000 Mitglieder zählende größte nichtmuslimische Minderheit des Iran, die Baha‘i, die praktisch rechtlos sind. Selbst die islamische Minderheit der Sunniten darf in Teheran keine Moschee eröffnen.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 و ساعت 14:8 |
نامه عمر به يزدگرد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به او 


نسخه اصلی اين نامه ها در موزه لندن نگهداری مي باشد. زمان نگاشته شدن اين نامه مربوط به پس از جنگ قادسيه و پيش از جنگ نهاوندکه حدود چهار ماه به طول انجاميد,میباشد.ه 



نامه عمر بن الخطاب: 

از عمر بن الخطاب خليفه مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارسيزدگرد، من آينده روشنی برای تو و ملت تو نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهيان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است, من به تو راهی را پيشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی. 

شروع کن به پرستش خدای واحد، به يكتا پرستی، به عبادت خدای يكتا که همه چيزرا او آفريده. ما برای تو و برای تمام جهان پيام او را آورده ايم، او که خدای راستين است. 

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستين است و خالق جهان. 

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذير. به راه کفر آميز خود پايان بده و اسلام بياور و الله اکبر را منجی خود بدان. 

با اين کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسيان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسيان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بيعت کن. 

الله اکبر 
خليفه مسلمين 
عمربن الخطاب 



پاسخ يزدگرد به عمر: 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسيان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، يزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خليفه تازیان.(لقبی که پارسیان به اعراب نهادند به معنی سگ شکاری) به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد. 

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستينت، الله اکبر، بدون اينکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم. 

اين بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است. 

مردک، تو به من پيشنهاد می کنی که خداوند يكتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند يكتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر اين رو یه زندگی روزمره ماست. 

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهايمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید. 
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفريده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام اين اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اينهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ 

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهايمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. اين بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و اين نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد. 

خدای ما اهورا مزداست و اين بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اينهمه فاجعه است؟ 
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ 
یا اينکه پیروان الله به نام او اين کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟ 

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چيزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟ 

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را اين بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اينکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. 

من پيشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها. 

من تو را نهی نمی کنم از اينکه اين دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما. 

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراين آنها تو و مردم تو را بخاطر اين کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد. 

يزدگرد سوم 

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 و ساعت 21:33 |

Leader of Evangelical Church in Iran Detained

February 26, 2010

PHOTO: Reverend Wilson Issavi

Reverend Wilson Issavi, the Assyrian leader of the Evangelical Church of Kermanshah, has been detained since early February 2010.


RAHANA –
The pastor was arrested on February 2, 2010 by agents from the Ministry of Intelligence while visiting one of his friends in Shahin Shahr, Isfahan. He was taken to an undisclosed location.

According to the Farsi Christian News Network (FCCN), security agents entered the house unannounced and detained Reverend Issavi, the host couple, and a visiting guest. FCCN stated that shortly after the arrests, the host’s wife was released.

Since the day of the arrest, it has proven impossible for Reverend Issavi’s friends and family to inquire about his whereabouts or well-being.

Iranian authorities for unknown reasons regularly arrest members of Iran’s religious minority groups.

Translation by: RAHANA

رهبر کلیسای آشوری در بازداشت

رهانا: نزدیک به سه هفته قبل، رهبر کلیسای آشوری کرمانشاه، ویلسون عیسوی، بدون ارائه دلیل از طرف رژیم ایران، بازداشت شده است.

رادیو واتیکان روز دوشنبه ۳بهمن ، برابر با ۲۲ فوریه نوشت: نیروهای امنیتی در ۲ فوریه به خانه وی یورش برده و این کشیش را به محل ناشناخته ای منتقل کردند.

این در خالی است که در ایران با اقلیت های دینی برخورد می شود و آنها را به دلایل واهی بازداشت و روانه زندان می کنند.

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در شنبه هشتم اسفند 1388 و ساعت 12:28 |

ادامه ی فشار بر اقلیت های مذهبی 
بازداشت و وضعیت نامعلوم کشیش کلیسای آشوری کرمانشاه در اصفهان


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲ اسفند ۱٣٨٨ -  ۲۱ فوريه ۲۰۱۰


خبرگزاری هرانا: روز سه شنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۸ (۲ فوریه ۲۰۱۰) ماموران اطلاعات و امنیتی اصفهان، کشیش " ویلسون عیسوی " رهبر کلیسای آشوری کرمانشاه را در منزل یکی از دوستانش در شاهین شهر دستگیر کردند . بازداشت ایشان توسط نیروهای امنیتی بدون اطلاع قبلی انجام گرفت و تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری و یا قرار قانونی برای بازداشت ایشان در دست نیست . 
کلیسای آشوری کرمانشاه که به علت قدمت ساختمان و خرابی سقف آن از مدتی قبل عملا به حالت نیمه تعطیل در آمده بود و فعالیت چشمگیری نداشت ، این کلیسا یک ماه قبل از دستگیری کشیش آن، در صبح روز شنبه ۱۳ دی ماه پس از یورش ماموران اطلاعات به خانه "کشیش عیسوی" این کلیسا پلمپ و بسته شد . ماموران امنیتی پیش از آن با گرفتن تماس تلفنی متوجه شده بودند که این کشیش در خانه و کلیسا حضور ندارد ، به گفته خانواده ایشان ماموران امنیتی با ورود به خانه کشیش ویلسون ضمن تفتیش و بازرسی خانه در غیاب ایشان کلیه وسایل شخصی ، جزوات و کتابهای وی را ضبط و با خود بردند . 

بر اساس گزارش منابع خبری در کرمانشاه ، ابتدا بسته شدن بی دلیل کلیسا توسط مقامات امنیتی که فعالیت چشمگیر چندانی نداشت و بعد هم دستگیری ناگهانی و بدون مجوز قضائی کشیش آن کلیسا که به جرات میتوان او را یکی از مظلوم ترین و بی سرو صدا ترین مسیحیان آرام ایران دانست ، دلیلی جز این نمیتواند داشته باشد که دستهای پنهانی قصد دارند به هر قیمت از تعمیرات ساختمانی و سرپا نگه داشتن و فعالیت مجدد کلیسای کرمانشاه جلوگیری کنند . 

به گفته آگاهان مسیحی در اصفهان کشیش ویلسون پیش از انقلاب در کارخانجات صنایع هلیکوپتر سازی آن شهر اشتغال داشته است به همین علت دوستان و آشنایان بسیاری در آن منطقه از کشور دارد . در زمان بازداشت، نامبرده در خانه یکی از دوستان خود در شاهین شهر مهمان بوده است که ماموران بدون هیچگونه توضیح یا ارائه حکمی ایشان را بازداشت نموده و با خود برده اند . هنوز به خانواده حیرت زده او نیز هیچ توضیحی و یا دلیل مشخصی درباره علت و مرجع دستگیری و محل نگهداریش داده نشده است . 

بر طبق منابع خبری همه این وقایع اسفبار در کمتر از ۲ ماه گذشته در حالی اتفاق افتاده که روز دوشنبه هفته گذشته ۲۶ بهمن ۱۳۸۸( ۱۵ فوریه ۲۰۱۰ ) درجلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل که اینبار مختص بررسی پرونده حقوق بشری جمهوری اسلامی بود ، شخصی با هویت ناشناخته که به عنوان یکی از اعضای جامعه آشوری ایران از سوی هیئت نمایندگی قوه قضائیه جمهوری اسلامی معرفی شد اعلام کرد که هیچگونه فشاری از سوی حکومت بر مسیحیان ایران وارد نمیشود و این اقلیت مذهبی در آزادی کامل در ایران زندگی میکنند 

همچنین لازم به ذکر است در تداوم تعطیلی کلیساهای کشور و منع برگزاری مراسم های عبادتی و پرستشی از سوی مقامات امنیتی برای مسیحیان در روزهای جمعه در کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران ، پیش از این نیز "کلیسای آشوری شهرآرا" در تهران بدلیل فشارها و تهدیدات از سوی مقامات حکومتی و با دخالت مستقیم "یوناتن بت کلیا" نماینده جامعه آشوریان درمجلس شورای اسلامی در فروردین ماه ۱۳۸۸ تعطیل گردید.


+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 8:15 |

دیده بان حقوق بشر: به آزار بهائیان پایان دهید 
ده ها نفر بدون اتهام رسمی بازداشت شده اند؛ رهبران با اتهام هایی روبرو هستند که مجازات اعدام دارند


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۵ اسفند ۱٣٨٨ -  ۲۴ فوريه ۲۰۱۰


(نیویورک، 23 فوریه 2010) – دیده بان حقوق بشر امروز گفت حکومت ایران باید به سرعت به آزار و حبس خودسرانه اعضای جامعه بهائیان پایان دهد. 
بازداشت 13 بهائی در روزهای 10 و 11 فوریه به دنبال دستگیری 13 نفر دیگر در اوایل ژانویه صورت می گیرد. حکومت می گوید افرادی که در ژانویه دستگیر شدند به سازماندهی تظاهرات ضدحکومتی اخیر کمک کرده بودند، اما اتهام های افرادی که در فوریه بازداشت شدند هنوز علنی نشده است. این دستگیری ها در حالی انجام شد که حکومت مشغول سرکوب وسیع فعالان است. 
جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر می گوید: «به نظر می رسد حکومت ایران از ناآرامی های پس از انتخابات به عنوان پوششی برای هدف قرار دادن جامعه بهائیان استفاده می کند». وی می افزاید: «این دستگیری ها تنها بخشی از آزارهای سیستماتیک بهائیان توسط حکومت است». 
بر خلاف یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان که از حمایت قانون اساسی برخوردارند، دیانت بهائی از سوی حکومت ایران به رسمیت شناخته نمی شود و پیروان آن مرتد از اسلام شیعه دیده می شوند. از انقلاب اسلامی 1979 تاکنون حکومت ایران سیاست های تبعیض آمیز متعددی را علیه بهائیان از جمله محدودیت برای تحصیلات و اشتغال به اجرا گذاشته است. 
به گفته دفتر جامعه بین المللی بهائیان سازمان ملل متحد که در ژنو مستقر است، از اکتبر 2009 تاکنون مسئولین حداقل 47 بهائی را در تهران، مشهد، ساری، سمنان و یزد بازداشت کرده اند. در مه 2008 حکومت هفت تن از رهبران جامعه بهائی تهران را دستگیر و تاکنون در حبس نگهداشته است. محاکمه آنها در 12 ژانویه آغاز شد اما سپس به 10 آوریل به تعویق افتاد. 
قوه قضائیه این هفت نفر را به جرائم مرتبط با امنیت ملی متهم کرده از جمله جاسوسی برای منافع خارجیان، تبلیغ علیه نظام، ایجاد و گسترش سازمان های غیرقانونی، تضعیف وجهه جمهوری اسلامی در جامعه جهانی و «افساد فی الارض». بیشتر این اتهام ها مجازات اعدام دارد. در طی بیش از یک سال و نیم که از حبس این پنج مرد و دو زن می گذرد، آنها تنها توانسته اند ملاقات های محدودی با خانواده و وکلایشان داشته باشند. 
یکی از کسانیکه در 10 فوریه دستگیر شد علاءالدین خانجانی است. به گفته کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران، مامورین وزارت اطلاعات در ساعت دو نیم صبح وارد منزل او در تهران شده و پس از جستجو، دارایی های شخصیش از جمله کامپیوتر و کتب دینی او را توقیف کرده و خود وی را نیز با خود بردند. خانجانی پسر جمال الدین خانجانی یکی از هفت رهبر بهائی است که در تهران تحت محاکمه قرار دارد. مامورین وزارت اطلاعات دختر بزرگسال علاء الدین خانجانی را نیز در ژانویه دستگیر کردند. چند ساعت پس از دستگیری علاء الدین خانجانی، مامورین هفت بهائی دیگر را هم بازداشت کرده و ادعا کردند که آنها به دلیل شرکت در اعتراضات عمومی اخیر بازداشت شدند. روز 11 فوریه پنج بهائی نیز در منازلشان در تهران دستگیر شدند. اتهام هیچ یک از این 13 نفر تاکنون رسما اعلام نشده است.
مامورین وزارت اطلاعات ایران همچنین در 3 ژانویه به منازل 13 بهائی هجوم برده و آنها را دستگیر کردند. سه تن از آنها پس از آنکه اشاره کردند که دیگر در اعتراضات عمومی شرکت نخواهند کرد آزاد شدند. علاوه بر کسانیکه در 10 فوریه دستگیر شدند، یکی از اشخاصی که در 3 ژانویه دستگیر و آزاد شد مجددا در 10 فوریه بازداشت شد. 
عباس جعفری دولت آبادی دادستان کل تهران در یک بیانیه مطبوعاتی در 12 ژانویه اظهار داشت که این 10 بهائی که از 3 ژانویه در بازداشت هستند با اتهام «سازماندهی آشوب های روز عاشورا [27 دسامبر] و همجنین ارسال تصاویر این آشوب ها به خارج از کشور» روبرو هستند. او در بیانیه قبلی در 8 ژانویه مدعی شده بود مامورین سلاح و مهمات در منازل بعضی از آنها پیدا کردند. دولت آبادی ارتباط این دستگیری ها با بهائی بودن آنها را رد کرد. گزارش شده است که مامورین امنیتی صدها نفر را به اتهام شرکت در تظاهرات روز عاشورا دستگیر کردند. 
افرادی که در 3 ژانویه دستگیر شده اند در زندان گوهردشت کرج نگهداری می شوند و مسئولین تاکنون به آنها اجازه نداده اند با وکلایشان تماس بگیرند. به گفته جامعه بین المللی بهائیان، بعضی از آنها پس از چند هفته بازداشت توانستند با خانواده هایشان تماس بگیرند. 
جامعه بین المللی بهائیان همچنین می گوید هم اکنون 60 بهائی در حبس هستند و 90 نفر دیگر نیز آزاد شده اند، اما منتظر محاکمه هستند. از سال 2004، 99 بهائی به جرائم متعددی مانند اقدام علیه امنیت ملی، ارائه تعلیماتی علیه جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه رژیم، کمک به ایجاد سازمان ها و گروه های غیرقانونی و توهین به نهادهای مقدس اسلام متهم شده اند. این افراد آزاد و منتظر نتایج تجدید نظر هستند. به گفته جامعه بین المللی بهائیان دهها نفر دیگر نیز توسط مامورین امنیتی و اطلاعاتی احضار و بازجویی شدند اما حبس نشدند. 
پنج بهائی دستگیر شده در تهران در 11 فوریه عبارتند از: ترانه قانونی، نغمه قانونی، شیدا یوسفی، آریا شادمهر و ریاض فیروزمندی. 
علاوه بر علاء الدین خانجانی این افراد نیز در 10 فوریه دستگیر شدند: اشکان بصری، ماریا احسان جعفر، بشیر احسانی، رومینا ذبیحیان، هوتن سیستانی، سیمین غفاری و پدرام ثنایی. 
اشخاصی که در 3 ژانویه دستگیر شدند عبارتند از: مهران روحانی، فرید روحانی، بابک مبشر، لوا مبشر خانجانی، پیام فنائیان، ژینوس غضنفری سبحانی، آرتین غضنفری، نیکاو هویدایی، ابراهیم شادمهر، زاوش شادمهر، نگار ثبات، مونا هویدایی میثاقی و نسیم بیگلری. نگار ثابت، مونا میثاقی و نسیم بیگلری در 3 ژانویه آزاد شدند، اما مونا میثاقی در 10 فوریه به اداره وزارت اطلاعات احضار و مجددا دستگیر شد. 
هفت رهبر جامعه بهائیان که دادگاهشان در 12 ژانویه آغاز شد عبارتند از: فریبا کلام آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف ناعمی، سعید رضایی، مهوش ثابت، بهروز توکلی و وحید تیزفهم. 

سابقه 
بهائیان ایران به دلیل محدودیت های حکومتی بر اعتقاداتشان نمی توانند مانند بهائیان سایر کشورها محفل روحانی ملی را تشکیل دهند. آنها در عوض نشست های غیررسمی تشکیل می دهند که به گروه «یاران ایران» معروف است. هفت رهبر جامعه بهائیان که در انتظار دادگاه هستند شش رهبر و منشی این گروه می باشند. 
حیفا واقع در اسرائیل امروز مقبره بهاء الله بنیانگذار دیانت بهائی و مقر اداری این دین از سال 1868 تاکنون است؛ یعنی از هنگامیکه حیفا تحت کنترل امپراتوری عثمانی بود. با وجود آنکه این اماکن از مدتها پیش از تاسیس اسرائیل برای بهائیان مقدس بوده، حکومت ایران همواره از این ارتباط به عنوان بهانه ای برای متهم کردن بهائیان ایران به جاسوسی برای اسرائیل استفاده می کند. ایران و اسرائیل روابط خصومت آمیزی دارند. 
مقام های ایران در جریان نشست اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای بررسی عملکرد ایران در زمینه حقوق بشر نگرانی هایی که کشورهای عضو در زمینه برخورد حکومت با اقلیت بهائی ابراز داشتند را رد کردند. محمد جواد لاریجانی رئیس هیات ایرانی در 15 فوریه گفت «هیچ فرد بهائی در ایران به صرف بهائی بودن محاکمه نشده است». حکومت ایران توصیه هایی را که توسط سایر دولتها مطرح و خواسته شد «به تبعیض و تحریک به تنفر بهائیان پایان داده شود» رد کرد. 

برای اطلاعات بیشتر درباره رهبران بازداشت شده بهائیان لطفا نگاه کنید به: 
www.hrw.org 
www.hrw.org 

برای اطلاعات بیشتر درباره تبعیض های مختلف حکومت علیه بهائیان لطفا نگاه کنید به: 
www.hrw.org

+ نوشته شده توسط Armin Afrazi در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 8:13 |